خانه / آموزش / صدا و میکروفن گذاری در نمایش رادیویی

صدا و میکروفن گذاری در نمایش رادیویی

سارا محمودان

        در ایران، اولین نمايش‏هاي راديوئي (Radio Drama or Radio Play) ، صرفاً اجرايِ مقابلِ ميکروفنِ نمايش‏هايي بود که قبلا بر صحنة  تئاتر اجرا شده بود. این شیوه‌ با دو ایراد اساسی روبرو بود:

مخاطب معني سکوت‌ها و مکث‌هائي را که در حرکت بازيگران بود  درک نمي‌کرد و ممکن بود که آن را نقص پخش بداند.

2- مکان و فضاي نمايش براي شنونده قابل تشخيص نبود.

اما همین شیوة اجرا نیز، رسانه‌اي را كه فقط در خدمت اطلاع رساني بود به رسانه‌اي با توانائي‌هاي هنري تبدیل کرد.

بعد از آن رفته رفته روش‌های ساده‌ای برای »شنيداري كردنِ« ظرافت هاي نمايشي در نمایش‌هاي راديوئي به‌کار گرفته شد:

  1. وارد كردن راوي و قصه گو :

گوينده‌اي كه صحنه‌ها ، فضاها و ويژگي هاي جسمي و روحي شخصيت هاي نمايش را شرح می‌دهد.

  1. تنظيم راديويي:

در يك نمايش تصويري؛ حركت بازيگران، داخل يا خارج شدن آنها از صحنه، محل قرارگيري آنها نسبت به يكديگر و ديگر اشياء صحنه و…فضای صحنه را به بينده می‌شناساند. اما در نمايش راديويي، ویژگی‌های فضای ذهنی و تخیلیِ مخاطب، فقط بر اساس نشانه‌های شنیداری شکل می‌گیرد و وابسته به انطباق صدا با تجربیات شنونده است.

پردازش رويداد‌هاي صدا در دستگاه گوش- مغز صورت مي‌پذيرد. مغز انسان الگوهاي هزاران واقعة صوتي متفاوت را فرا مي‌گيرد. مانند صداي باران، صداي گفتگو، صداي قطار، موسيقي و …، بنابراین فضای تخیلی که بر اساس نشانه‌های شنیداری در ذهن فرد خلق می‌شود، وابسته به تجربیات شنیداری او نیز هست. تا جایی که دیوید الیوت(David J. Elliott)، پروفسور موسیقی دانشگاه نیویورک، می‌گوید: 

»ما موسیقی را آن‌گونه که هست  نمی‌شنویم، بلکه ‌آن‌گونه که هستیم می‌شنویم.«

بنابراین تنظيم نمايش راديوئي، به کاربرد بردن اصول و قواعدي ست که يک متن را در قالبي شنيداري قابل اجرا مي‏كند. برخی از این قواعد که با صدا مرتبط هستند، بطور خلاصه عبارتند از :

2-1- آغاز نمايش Top of the scene :

در تئاتر و سينما؛  پردة سياه، صحنة خالي، تاريکي و سکوت می‌تواند نشانه‌ای برای آغاز باشد. اما در راديو، آغاز با سکوت، براي شنونده هيچ مفهومي ندارد.

دسته بندي اصوات در نمايش راديويي

1-  اصوات مطلق : این اصوات به تنهائي داراي معنائي خاص هستند. مثل صداي حيوانات يا صداي رعد و برق يا صداي اتومبيل.

2-  اصوات وابسته: براي معنا دار شدن این صداها نياز به عوامل صوتي ديگري داریم. برای مثال شنيدن صدائي شبيه » شر و شر« مي‌تواند نشانة  باران باشد يا دوش آب باشد.

در نمايش راديويي وقتي صدایی با صداي ديگر ترکيب يا تفسير شد، اولين گام براي فضاپردازيِ نمايش برداشته و در واقع، نمايش آغاز شده است. برای مثال در مورد  » شر شر« آب که در بالا گفته شد، اگر صدای اتومبيلي به اين صدا اضافه شود، تصور باران براي ما خلق مي‌شود. اما اگر سوت زدن کسي (برای مثال در حال شستن سرش) را اضافه کنيم  مي پذيريم که صدای دوش آب است(شکل1) و  یا برای مثال اگر صداي ضعيف بوق ماشين ها را با صداي باران و رعد و برق همراه کنیم، آغاز نمايش يك خيابان با هواي باراني را فضا سازي مي‌كند.

شکل1

نشانه‌گذاری(Signposting)                   

نشانه‌گذاری به مفهوم یک نمای کامل (زاویة باز) است که مشخصات فضایی صحنه را نشان می‌دهد. برای مثال یک نمای بیرونی از یک ساختمان، در خیابان و در ادامه‌ نمایی داخلی از اتاق که زوجی درآن، درحال گفتگو هستند، نشان می‌دهد که گفتگو در داخل آن ساختمان صورت می‌گیرد.

نشانه‌گذاری در نمایش رادیویی :

عبارت است از گنجاندن نشانه‌هاي صوتي در شروع صحنه‏ كه ويژگي‌هاي تاريخي، زمان– فضا، مکان و ژانرنمايش را در کوتاه‌ترين زمان ممکن به مخاطب معرفي می‌کند. برای مثال برای نشان دادن ساحل دریا، نشان‌گذاریِ آن می‌تواند صدای موج دریا و پرندگان دریایی باشد و یا برای نشان دادنِ صحنه‌ای درخیابان، صدای گفتگوی مردم و عبور ماشین و… می‌تواند نشانه‌گذاریِ آغاز باشد.

2-2- مرکز ثابت صدا (FIXED SOUND CENTRE)                 

آغاز ديالوگ  می‌بایست توسط شخصيت اصليِ صحنه  و نزديك به ميكروفن باشد.  (مخاطب به شخصيتي که ديالوگ نخست را مي‌گويد احساس نزديکي مي کند و فاصلة  ساير اشخاص و اشياء را نسبت به او مي‏ سنجد.)

برای شناختِ بهترِ این مفهوم به تعریف چند اصطلاح مرتبط بپردازیم:

* مركز صدا(Sound Centre):  نقطه‏اي كه كارگردان مي‏خواهد تمركز شنونده روي آن باشد.

* مركز ثابت صدا(Fixed Sound Centre)  : مركز قاب تصويريِ صدا  (Sound Picture) كه فضای صحنه را سازماندهي مي كند و دوري و نزديكي ساير موضوعات صحنه نسبت به آن سنجيده مي‌شود.

* مركز متحرك صدا (Moving Sound Centre ) : ما نياز داريم تا تصور مخاطب از ميكروفن، مانند دوربين در حال حركت باشد. بنابراين مركز صدا بايد با حركت كاراكتري كه در حال حركت است تغيير كند.

*(POL ) Point of Listening : بطور تقریبی معادل (POV) Point of View  (نقطة دید) در تصویر است.POV  نشان‌دهندة صحنه‌ای است که شخصیت در حال دیدن آن است. در واقع دوربین بجای شخصیت قرار می‌گیرد و مخاطب، نما را از دید شخصیتِ داستان می‌بیند. این شات به طور معمول بین دو نما واقع می‌شود: نمایی از شخصیت که در حال نگاه کردن به سوژه‌ای خاص است و نمایی از عکس‌العمل شخصیت بعد از دیدنِ صحنه.

به عبارت دیگر می‌توان گفت POV  نمایی‌است که کارگردان می‌خواهد تمرکز مخاطب را به آن جلب کند.POL   که هم‌تراز با نقطه دید در تصویر تعریف شده‌است طبق تعريف Alan Beck ؛ چشم‌اندازی از نقطة  دركِ شخصیت است که می خواهیم شنونده بر آن تمرکز کند. محدودة صوتیِ کوچکی با مرزهای مشخص در تصویرِ ذهنیِ مخاطب که توجهش به آن جلب شده‌ و یا به عبارتی برداشت ذهنی مخاطب از محدوده‌ای است که کارگردان می‌خواهد توجه مخاطب را به آن سمت هدایت کند.

به این دلیل از عبارت  »به طور تقریبی«  در معادل قرار دادن POV  در فیلم و POL   در نمایش رادیویی استفاده کردیم که گوش مانند چشم نمی‌تواند به یک نقطة  دقیق متمرکز شود و صرفنظر از میدان دید، از تمام اطراف صدا را دریافت می‌کند.

POL و Sound Centre  اغلب منطبق برهم هستند. اما از آنجا كه POL‌  به درك شنونده مربوط است، مفهومی ذهنی (subjective)  است ولی Sound Centre  به توليد نمايش و خواستة  کارگردان مرتبط می‌شود، گاهي ممكن است اين دو مفهوم متناظر نباشند، برای مثال زمانی‌که:

 1- مركز صدا در حال حركت باشد. برای مثال کاراکتر اصلی در حال حرکت است و کارگردان نیز می‌خواهد توجه مخاطب را به او معطوف کند اما تمرکز مخاطب همگام با حرکت او، تغییر نمی‌کند زیرا توجهش به صداهای دیگر صحنه جلب می‌شود.

در این خصوص لازم است متذکر شویم که دیالوگ اصلی در سینما و تلویزیون باید از مرکز تصویر درک شود یعنی باید به‌صورت یکسان از دو کانال چپ و راست و یا از بلندگوی مرکزی پخش شود.  اما فقط در رادیو و نمایش‌نامه‌های رادیویی است که می‌توان صدای دیالوگ را در راستای محور میان دو بلندگو حرکت داد.

 2- بيش از يك مركز صدا بطور همزمان و در يك قاب تصويريِ صدا وجود داشته باشد مانند دیالوگ. (ممکن است مخاطب بر یکی از دو مرکز صدا تمرکز کند در حالی که خواست کارگردان جلب توجه مخاطب به هر دو مرکز است)

2-3-  تعيين حدود صحنه Scene boundaries

در نمايش راديويي قاب ”محدودة شنيداري”listening zone    خوانده مي‌شود. اين محدوده شامل صداهایی است که هم مخاطب و هم شخصيت‌هاي نمايش مي‌توانند آن‌ها را بشنوند. به این صداها (Diegetic )  گفته می‌شود.

صداهايDiegetic  می‌تواند شامل وقايع صوتي درون صحنه(on-screen) و وقايع صوتي خارج صحنه(off-screen) باشد. يکي از مفاهيم مهم در تعیین حدود صحنه در نمايش راديوئي POL  است.

با توجه به قاعدة  مرکز ثابت صدا، تعيين مي‌کند که چه صداهائي و با چه پرسپکتيوي قابل شنیدن باشند. این مفهوم وابسته به محل قرارگیریِ میکروفن است.

2-4- نام بردن اشخاص نمايش  Flagging by name

در یک نمایش رادیویی، شخصیت‌های داستان مي‌بايست به محض ورود به صحنه نام برده و معرفي شوند و ثانياً در فواصلي معين نام‌ِ آن‌ها به طریقی تکرار شود تا شنونده، اشخاص حاضر در صحنه و ارتباط بین آنها را متوجه شود. البته این بدان معنی نیست که شخصیت‌ها به طور مستقيم به نام هم اشاره کنند بلکه نامگذاری می‌تواند به شیوه‌های مختلف باشد:

– نامگذاري هاي چندگانه (خواندن نسبت‌ها، صفت‌ها و….)

– استفاده از لحن يا لهجه

– استفاده از نقش‌مایه‌ها(Motifs): نقش‌مایه عنصری است که به صورت الگو در بافت یک اثر به کار رفته و تکرار می‌شود. مثل همراه شدن یک تمِ موسیقی با یک شخصیت خاص که با ورود وی به صحنه، آن موسیقی شنیده شود.

 

2-5- انتقال(Transition)

انتقال از یک صحنه به صحنة  دیگر در نمایش رادیویی اغلب با موسیقی صورت می‌گیرد. اما ممکن است گاهی از افکت، سکوت و … نیز استفاده شود. از دیدگاه روانشناسیِ صدا، برای شنونده امکان تشخیص فوریِ انتقال از یک زمان- فضا، به زمان- فضا دیگر وجود ندارد. بنابراین تا حد ممکن ‏باید از انتقال فوری از یک صحنه به صحنة دیگر خودداری کرد. بر این اساس شخصیت پايان‌دهندة  يک صحنه نباید آغاز کنندة صحنة بعد باشد. براي رفع اين مشکل مي‌توان از يک شخصيت فرعي يا اتفاق حاشيه‌اي استفاده کرد.

پرسپکتیو در نمایش رادیویی (منظري سه بعدي از تصويرسازيِ ذهنیِ صدا):

پرسپكتيو به مكان قرارگيري ميكروفن بستگي دارد. در این حالت، صداي ضبط شده از ميكروفني كه نزديك به سوژه قرار دارد، در هنگام پخش از اسپيكر، به گونه‌ای است که به نظر مي‌رسد صدايی در جلوی صحنه(foreground) است و بقية صداها صداي پس زمينه (background)  هستند. هرچه ميكروفن از سوژه دورتر باشد، ‌صداي سوژه به پس‏زمينه نزديك‏تر مي‏شود. تغییر فاصله میکروفون نسبت به سوژه – با دادن تصور دوري و نزديكي ما نسبت به سوژه  – پرسپكتيو صدا را تغییر مي دهد.

موقعیت 1 : نزدیکترین موقعیت به میکروفن (تا حد ممکن): در این موقعیت می‌بایست مراقب صدای انفجاری (blasting) و popping باشید.
مورد استفاده : مونولوگ و صدای ذهن(شکل2)

شکل2

موقعیت 2:  یک گام دور از موقعیت شماره یک : موردِ استفاده : گفتگو صمیمی (نزدیک) و یا مکالمه محرمانه

موقعیت 3 : سوژه از میکروفون به اندازه کافی دور باشد (فاصله؛ به اندازة‌ باز شدن دست ها از هر سو ) : مورد استفاده در گفتگو(شکل3)

شکل3

موقعیت 4: فاصله از میکروفن تا 3 متر مورد استفاده: گفتگو در یک فضای بزرگتر

موقعیت 5 : قرار دادن میکروفن در دورترین نقطة  استودیو (پشت پرده، پشت صحنه و…)، مورد استفاده: زمانی که سوژه در حال دور شدن است.

اندازه گیری فاصله در پرسپکتیو نمایش رادیو

  1. نمای کاملا بسته تا نیمه بسته

بین 30  تا 240 سانتی‌مترکه اغلب این مقدار بین 120 تا 240 سانتی‌متر است. به عنوان مثال: مکالمه تلفنی محرمانه نمای کاملا بسته و گفتگوی دو نفر با هم نمای نیمه بسته است.

  1. نمای متوسط تا نیمه دور(شکل4)

از 3 تا 4.5 متر، برای مثال گفتگوی شخصیت‌های داستانی که در حال حرکت در داخل اتاق هستند و صدای گفتگو در یک رستوران که از دور به گوش می‌رسد، است.

شکل4

3.نمای دور تا نمای بسیار دور  

در این حالت فاصله مرکز صدا  از 6 متر (مثل شنیدن صدا از سوی دیگر خیابان) تا بیشتر از آن (مانند شنیدن صدا انفجار از دور) می‌تواند متفاوت باشد.(شکل5)

شکل5

در کتاب  Radio Drama Handbook   نوشته Richard J.  Hand   فضای کار در 5 حالت به‌طور ساده تعریف می‌شود:

  • برای ضبط صدای راوی : فاصله به اندازه نصف طول بازو
  • برای ضبط صدای نزدیک: فاصله به اندازه یک وجب
  • برای ضبط صدای دیالوگ: فاصله به اندازه طول بازو
  • برای ضبط صدایی که دور یا نزدیک می‌شود: دور شدن از میکروفن و یا حرکت به سمتِ dead side میکروفن(خارج از راستای دریافت میکروفن)  و برعکس
  • برای ضبط صدای دور: قرار گرفتن سوژه پشت به میکروفن و یا استفاده از سمتِ dead side میکروفن 

اگر از یک میکروفن کاردیوئید مونو در ضبط صدا استفاده می‌کنید، شکل6 مکان قرارگیریِ سوژه تا میکروفن را در سه حالت دور ، نزدیک و متحرک نشان می‌دهد.

شکل6

اگر با یک میکروفون همه جهته کار می‌کنید، برای نشان دادن صدای دور می‌توان با دور شدن از میکروفون یا پشت کردن سوژه به میکروفن، اثر مشابهی به دست آورد.

افکت های صوتی در نمایش رادیویی:

در نمایش رادیویی غالباً سهم هر یک از انواع صداها بصورت زیر است:

  • دیالوگ و روایت : 75%
  • موسیقی: 15%
  • جلوه های صوتی : 10%
  • جلوه‌های صوتی نماد هیجان هستند و به داستان حالتی واقعی می‏دهند. اما استفاده بیش از حد از آنها می‏تواند گیج کننده باشد یا موجب درک اشتباه موضوع شود.

موارد معمولِ استفاده از افکت های صوتی

1- انتقال یک کُنش یا رفتار            (Convey Action) ؛  مثل یک شخصیت عصبانی که هنگام خروج، درب را به شدت به هم می‏کوبد.

2- ساختن موقعیت مکانی یا زمانی (Establish Setting Time & Place) ؛ مثل صدای محیطی (آمبیانس) و یا پس زمینه مانند صدای امواج دریا، ناقوس کلیسا و …

مثل فضا سازی محیط رستوران با صدای برخورد ظرف ها به یکدیگر یا صدای همهمه نامفهوم از صحبت افراد

3- نشان دادن ورود یا خروج  مثل نزدیک شدن صدای قدم‏ها و ….

انواع افکت‏های صوتی:

Recorded SFX * : افکت‌هایی که از صداهای طبیعی موجود ضبط می‌شوند.(شکل7و8)

Manual SFX * : افکت‌هایی که بصورت مصنوعی تولید و ضبط می‌شوند.(شکل9و10)

افکت موسیقایی:

Opening Music * : برای آغاز یا پایان یک صحنه

Underscore Music * : تاکید بریک کنش خاص

Background Music *  : موسیقی پس زمینه

Transitional Music *  : انتقال از یک صحنه به صحنه‏ی بعد (فاصله‏ی بین دو صحنه)

سعی کنید صحنه‏های مهم را با استفاده از موسیقی آغاز یا تمام کنید و یا فاصلة بین دوصحنه را با موسیقی پر کنید. اما از استفادة موسیقی به حالت زمینه ای، در تمام طول برنامه اجتناب کنید!

* در بخش‌هایی از این مقاله از نوشتار آشنائي با قواعد اساسي تنظيم نمايش راديوئي مربوط به کميتة پژوهش دفتر ادبيات نمايشي مرکز هنرهاي نمايشي استفاده شده‌است.

 

حتما ببینید

کنتراست: حمیدرضا یعقوبی(مهندس فنی بازنشسته)

مریم خوشچهره مهندس حمید رضا یعقوبی        چهار سال پایان خدمت من در امورکارشناسی و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *