خانه / کارگردانی / کارگردانی تلویزیونی / درآمدی بر ساختارشناسی برنامه های تلویزیونی

درآمدی بر ساختارشناسی برنامه های تلویزیونی

نویسنده: سعید آتشینمبحث ساختارشناسی که ذیل مباحث گونه شناسی محصولات تلویزیونی قرار می گیرد یکی از جذاب ترین مباحث آموزشی تلویزیون است. دانشجویان تلویزیون در ابتدای ورود به دوره آموزشی بهتر است با این ساختارها آشنا شوند تا با نگاهی صحیح بتوانند جهت و زاویه حرکتی خود را در سالهای پس از فارغ التحصیلی انتخاب نمایند. یکی از ضعف های دوره آموزشی در تلویزیون ایران عدم آشنایی دانشجویان با ساختارها است که نتیجه آن در فارغ التحصیلان و کارشناسان تلویزیون ما کاملا مشهود است؛ عدم آشنایی مدیران و برنامه سازان با تعاریف و اصطلاحات تلویزیونی و مفاهیم موجود در ساختارهای تلویزیونی نشانه هایی از این ضعف است.

 

ساختارشناسی برنامه های تلویزیونی که برآمده از اندیشه ساختارگرایی است، به تبیین ساختار هر یک از انواع برنامه های تلویزیونی می پردازد. عناصر ساختاری ، روابط میان آنها و زمینه موضوعی برنامه های تلویزیونی ، موضوع این نوع پژوهش ها می باشد. از دیدگاه ساختارشناسی؛ برنامه های تلویزیونی در گونه ها و قالب های متفاوتی قابل تشخیص است که هر کدام ممکن است دارای زیر مجموعه ها و زیر گونه هایی باشند.

ساختارگرایی Structuralism

تفکر ساختارگرایی از نیمه دوم قرن گذشته میلادی در گستره ی علوم انسانی پدیدار شد. اما ریشه¬های تفکر مبتنی بر ساخت را باید در یونان باستان و نظریات مکتب رواقیون Stoicism جُست. دانشمند آلمانی گوتفرید لایب نیتس Gottfried Wilhelm Leibniz ( 1646 – ۱۷۱۶ ) هم روشی ساختارگرایانه در بیان نظریات خود داشته است. در اوایل قرن بیستم فردینان دو سوسور Ferdinand de Saussure ( 1857 – ۱۹۱۳ ) در کتاب «درسهایی از زبان شناسی عمومی» که پس از مرگ وی انتشار یافت اندیشه ی ساختارگرایی را به شکلی منظم و مدون در آورد و به زبان امروزی تئوریزه کرد.
از دهه ۱۹۵۰ به بعد تفکر ساختارگرایانه که ابتدا از فرانسه شروع شده بود و به زبان شناسی و نشانه شناسی محدود می شد طی دو دهه در میان متفکران و دانشگاهیان اروپایی و حتی آمریکایی رواج یافت و به شاخه های دیگر علوم انسانی مانند مردم شناسی ، فلسفه ، زبان شناسی ، نقد ادبی ، روان شناسی و حتی مقولات سیاسی و مطالعات فرهنگی و … نیز وارد شد و هرکدام به نحوی ازاندیشه ی ساحتارگرایی تأثیر پذیرفتند.
در این میان رولان بارت Roland Barthes ( 1915 – ۱۹۸۰ ) فیلسوف و نشانه شناس فرانسوی با بررسی مقولات فرهنگی به مثابه اجزای یک نظام نشانه شناسی در این زمینه پیشتاز بود. وی در زمینه های ساختارگرایی، پسا ساختارگرایی، واسازی Deconstruction ، لذت گرایی و نیز تحلیل نشانه شناسی متأثر از سوسور فعالیت داشت.

تعریفی که در مورد مفهوم «ساخت» از بررسی متون علمی و فلسفی پیرو اندیشه ساختارگرایی بدست می آید چنین است ؛ شبکه ارتباطی عناصر یک نظام که در رابطه ی متقابل با یکدیگر بوده و این روابط می تواند طبق قواعد همنشینی و جانشینی به شکل های جدید و متنوعی تغییر یابد اما در عین حال جامعیت واحد و ثابت خود را حفظ می کند.
ساختارگرایان بر این باورند که پدیده های انسانی (اجتماعی ، فرهنگی و …) مقولاتی معنادار هستند در نتیجه علل هر پدیده به عنوان بخشی از ساختار باید مورد پژوهش قرار گیرد. تأکید آنان در تحلیل هر پدیده انسانی تمرکز بر مجموعه مناسبات میان اجزای ساختاری (نشانه ها) آن است و اعتقاد بر اینکه با شناخت این مناسبات درون ساختاری است که یک پدیده معنا می یابد.


زبان Language به عنوان پدیده ای انسانی که دارای یک نظام (ساختار) نشانه ای است در ابتدا مورد توجه متفکران ساختارگرا قرار گرفت و جامع تر از آن مقوله فرهنگ که سرشار از نشانه هاست نیز در پژوهش های پیروان اندیشه ساختارگرایی جای گرفت.
روش کار ساختارگرایان چنین است که برای بررسی هر پدیده ی فرهنگی – اجتماعی ابتدا باید تفاوتهای درونی و بیرونی میان اجزای آن پدیده که به ایجاد شکل های مختلف و در نتیجه معانی متفاوت از آن می گردد و نیز مناسبات بین اجزای آن پدیده مورد توجه قرار گیرد. ساختارگرایی به عنوان یک روش پژوهش به ما این امکان را می دهد که واقعیت های ظاهراً نامحدود دنیای اطرافمان را دسته بندی و طبقه بندی کنیم. مثلا در دنیای سینما می توانیم دسته بندی هایی به نام وسترن، کمدی، تخیلی و… داشته باشیم.
در روان شناسی گشتالتی ( Gestalt مکتب روان شناسی آلمانی قرن بیستم ) هم این معنی را می توان یافت که ذهن آدمی برای درک بهتر پدیده ها و ایجاد انتظام ذهنی و پرهیز از آشفتگی در حال دسته بندی کردن مقولات و طبقه بندی کردن آنهاست. در این نوشتار برنامه تلویزیونی به مثابه یک محصول فرهنگی مرکز توجه است و از اصول ساختارگرایی جهت شناسایی و بررسی شکل های مختلف آن بهره گرفته می شود.
از ساختارشناسی برنامه های تلویزیونی در بحث پژوهش و ارزیابی برنامه های تلویزیونی نیز بهره گرفته می شود. در هر شکبه تلویزیونی ، واحد پژوهش برنامه ای ، از روش ساختارشناسی به ارزیابی کیفی و کمی برنامه های تولید شده می پردازد. در این روش می توان با ارزیابی و بررسی ساختارها و قالب های برنامه سازی ، مناسب ترین ها را با توجه به ضوابط و محدودیت ها و امکانات موجود، انتخاب و جهت ارتقای کیفی تولیدات تلویزیونی و ایجاد تنوع در فرم و محتوای برنامه ها استفاده کرد.
در دهه های اخیر ، با گسترش شبکه های تخصصی – موضوعی و ایجاد امکان انتخاب های متنوع براساس نیاز و خواست مخاطب ، تلویزیون فصل جدیدی از حیات خود را تجربه می کند و با ظهور تلویزیون تعاملی Interactive به سمت یک رسانه دیداری – شنیداری دوسویه پیش می رود.

ساخت / ساختار

واژه ساخت Structure از لاتین Structura و از ریشه Struere به معنی ساختن ، شکل دادن و بنا کردن گرفته شده است. در لغت نامه دهخدا ذیل کلمه ساخت آمده : ساختن ، حالت و شکل ساختن ، صنعت ، سازو برگ و … و ذیل کلمه ساختار آمده : چگونگی ساختمان و طرز خلقت چیزی ، چیز ساخته شده ، ساختمان بنا شده و … و اگر به فرهنگ لغات معین مراجعه کنیم واژه ساختار اینگونه معنی شده است : ترتیب اجزاء و بخشهای یک جسم ، چگونگی ساختمان چیزی و … بنابراین واژه های ساخت و ساختار در یک معنی بکار می روند.

تعریف ساختار در نظریه عمومی سیستم ها General Systems Theory چنین است :
ساختار : مجموعه روابطی است نسبتاً پایدار که بین اجزای یک سیستم وجود دارد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که هر ساختار متشکل از دو وجه است ؛


الف ) عناصر ( اجزای ) تشکیل دهنده
ب ) روابط ( نسبتاً ) ثابتی که عناصر را به یکدیگر مرتبط می کند.
اما ببینیم تعریف این نظریه از مفهوم سیستم چیست ؛
سیستم : کُلّیِ متشکل از اجزاء و عناصر همگون و هماهنگ که در جهت هدف مشترک فعالیت می کنند.
(هر سیستم دارای سطوح مختلف است و ساختار ؛ سطح اول هر سیستم می باشد.)
بر این اساس هر برنامه تلویزیونی را می توان با نگاه سیستمی تعریف و بررسی نمود ، حتی فرآیند تولید یا اجرای یک برنامه تلویزیونی هم بر این اساس قابل بررسی است. بنابراین می توان گفت که برنامه تلویزیونی یک سیستم است.
در این دو شکل که نمایانگر ساختار دو برنامه مختلف تلویزیونی است می بینیم که در شکل A اجزای ساختار برنامه مثلثی و روابط بین آنها زیگزاگی است و برنامه B دارای اجزای ستاره ای و رابط خطی می باشدو بنابراین می توان نتیجه گرفت که این دو برنامه در دو گونه متفاوت قرار دارند.

با توجه کردن به اجزا و روابط بین آنها در فرم و محتوای محصولات تلویزیونی می توان ساختار آنها را تشخیص داد.

ساختار برنامه تلویزیونی :
با توجه به تعاریفی که از سیستم و ساختار و نوع ارتباط این دو با یکدیگر آمد ، تعریف ساختار برنامه تلویزیونی می تواند چنین باشد :مجموعه قواعدی که چگونگی ترکیب عناصر دوگانه فرم و محتوای برنامه را تعیین می کند.

نظریه پردازان ادبیات تلویزیون شکل های متفاوتی برای دسته¬بندی و طبقه بندی محصولات تلویزیونی ارائه داده اند. بهترین شکل دسته بندی گونه ها آن است که ملاک ما برای انتخاب هر نوع از محصولات تلویزیون و قرار دادن آنها در یک دسته خاص، ساختارها(اجزاء و روابط)ی مشابه باشد.

حتما ببینید

وزنه برداری Weightlifting

– مسابقه‌ای که در آن ورزشکار هالتر (Barbell)ی را با بیشترین وزنه‌ای که می‌تواند، بالای …

2 نظر

  1. بسبار عالی و با مفهوم
    سپاس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *