خانه / شماره‌های بسامد / بسامد104و105 / به یاد زنده یاد علی اصغر آزادان

به یاد زنده یاد علی اصغر آزادان

نویسنده: احد رجایی

ورود به سازمان سال 1353

مدراک تحصیلی:

کارشناسی رشته تولید برنامه‌های رادیو و تلویزیون و فیلم RTVF از  دانشگاه کالیفرنیا – سان دیاگو

کارشناسی ارشد در ارتباط جمعی از RTVF از  دانشگاه کالیفرنیا – سان دیاگو

مدیر تولید تلویزیون آموزشی از سال 1353 الی 1357

تهیه‌کننده تلویزیون از سال 1357 تا 1379

بازنشسته با حکم تهیه کننده ارشد تلویزیون

مدرس دانشگاه تهران از سال 1354 تا 1357در رشته تکنولوژی آموزش (نقش تلویزیون در آموزش)

مسئول دوره تهیه‌کنندگی سازمان سال 1354

تولید برنامه‌های کودک و نوجوان:

عیدانه- جنگ میلاد فجر- بازی با کلمات- شاگرد اول‌ها- آتقی و دوستان- هاچین واچین- عیدانه2- چاق و لاغر- ماجراهای تقی جان و …

تولید حدود 40 عنوان تله تئاتر:

بازپرس وارد می‌شود- فیزیکدان ها- شعبده باز- تاجر ونیزی- معمای یک قتل- ملودی شهر بارانی- کمدی شام آخر(1386)- جستاری در شاهنامه فردوسی- خرده جنایت های زن و شوهری- امپراطور کشتار- استاد معمار(1384)- جان گابریل بورکمن- ببر گراز دندان(1384) – مهمانی درندگان(1386) – آرامش از نوع دیگر (1386) و …

عضو کمیته تخصصی تهیه کنندگی مرکز تولید و فنی سیما به مدت بیست سال

دل نوشته ای برای صاحب نامی که گمنام رفت.

رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل         از کاروان چه ماند جز آتشی به منزل

خبر هولناکی بود که خانم خوشچهره[1] تلفنی و در حالی که گریه امانش نمی داد، گفت. آقای آزادان از قید دنیای فانی، آزاد شد. می دانستم که مدتی است بیماری، او را در بستر انداخته، اما انتظار نداشتم که خبر فراق همیشگی او را بشنوم. همین یک ماه پیش بود که تلفنی از او خواهش کرده بودم، بخشی از تجربیاتش را بنویسد و قول داد تلاش خواهد کرد که این درخواست را اجابت کند. ولی چند روز بعد، این پیام را برایم فرستاد.

” ببخشید. اطلاعات مورد نیاز شما را نتوانستم بفرستم. ریه ام چرک کرده، تست کرونا منفی بوده ولی وصلم به اکسیژن. فعلاً مرا معذور دارید، تا ببینیم آنتی بیوتیک ها چه می کنند. ارادتمند آزادان”

گویا نجابت و ادب مثال زدنی ایشان، مانع شده بود در گفتگوی تلفنی عذر بیاورد. از ایشان تشکر و برایشان آرزوی تندرستی کردم و خواهش کردم گهگاهی از شرایطشان ما را با خبر کنند و ایشان پاسخ دادند:

” چشم. سپاس ارادتمندم بزرگمرد.” براستی با تمام وجودش بزرگمردی را معنا کرده بود و به همین خاطر بود که این صفت از قلبش بر زبانش نیز جاری می شد و دیگران را با آن، خطاب می کرد. سال گذشته نیز که با دوست و همراه همیشگی اش، آقای مهران رسام به اتاق من در ساختمان سیما آمدند- از بزرگواریش بود که به دوستان سر می زد-  این درخواست را مطرح کردم. از ایشان درخواست نمودم در یک فرصت، اجازه دهند در خدمتشان در قالب یک مصاحبه، از تجربیاتشان بیاموزیم[2]. موافقت کردند. ولی با شروع همه گیری کرونا، پزشکان ایشان را از حضور در جمع منع کرده بودند و توفیق دیدار ایشان در کمیته ی تخصصی تهیه کنندگی هم از ما سلب شده بود. ولی همواره منتظر آینده ای بودیم که قول داده بودند و دریغ و صد افسوس که دیگر این فرصت پیش نخواهد آمد. افسوس به این دلیل که او با تمام وجود تولید تلویزیونی را می شناخت و درک عمیقی از این حوزه داشت. به عنوان نمونه در جلسه ای که جمعی از خبرگان حوزه ی تولید حضور داشتند، هر کس از موضوعی گله می کرد. نوبت که به آقای آزادان رسید در چند جمله مشکل پایه ای تولید در رسانه ی ملی را این گونه بیان کرد:

“پیش از آنکه نگران موضوعات مرتبط با فرم و تجهیزات باشیم، باید بپذیریم که در حوزه پیام مشکل داریم. همه ی حرفه ها و تخصص ها برای کمک به تهیه کننده و برنامه سازی طراحی شده اند. بنابراین تا مشکل تهیه کنندگی حل نشود، بقیه تخصص ها مفید و تأثیرگذار نخواهند بود. غالباً بدون حل مشکل حوزه پیام، برای اصلاح امور، نظارت ها افزایش می یابند که این امر فقط کارها را پیچیده تر می کند. ولی تا مدیران و افراد تصمیم گیر در حوزه ی تولید و از همه مهم تر تهیه کننده حرفه ای نباشند نظارت مشکلی را حل نمی کند.”

در مورد جذب نیروهای تولید هم می گفت:

“در هیچ جای دنیا رشته های دانشگاهی برای عناوین شغلی ایجاد نمی شوند. چرا در دانشگاه صدا و سیما رشته تهیه کنندگی، کارگردانی و … داریم؟ مشکل این است که افراد را با عنوان شغلی خاص به صورت دانشگاهی تربیت می کنیم، ولی در زمان به کارگیری، متوجه ضعف های فردی آن ها برای آن شغل می شویم که دیگر کار از کار گذشته است. روش صحیح این است که در دانشگاه همه افراد در رشته ای به نام تولید تلویزیونی،  تحصیل کنند و در زمان به کارگیری با هدایت شغلی کارشناسان و بعد از امتحان پس دادن در عمل، هر کس در شغل مناسب به کار گرفته شود. زیرا علاقه مندی شخصی ( یا منفعت طلبی شخصی)  برای اشتغال در مشاغل تولیدی کافی نیست و دارا بودن استعدادهای هنری و کاری نیز شرط اصلی و اساسی است. به علاوه تعریف جامع ، مانع و دقیقی از هر شغل نیز لازم است تا فقط راه برای افراد شایسته در هر شغل باز باشد.” می گفت : “من که در دانشگاه UCLA آمریکا تحصیل کرده ام، شاهد بودم که کسی فارغ التحصیل نمی شد، مگر آن که پس از اتمام دروس تئوری و عملی، در یک پروژه ی تولیدی در کنار یک تهیه کننده یا کارگردان موجه و کاربلد، حضور مؤثری داشت و با تأیید آن افراد، مجوز ورود به عرصه ی تولید تلویزیونی یا سینمایی را پیدا می کرد.”

آزادان که برای مدت طولانی عضو کمیته ی تخصصی تهیه کنندگی در معاونت سیما بود، در جلسات کمیته، به جوانانی که برای استخدام یا ترفیع شغلی می آمدند نیز توصیه می کرد همواره در زندگی و از جمله کار خود، چهار “ع” را دنبال کنند:  عقل، علم، عشق و عمل. آزادان، خود به این چهار رکن، پای بند بود و این گونه نبود که تنها حرف بزند و نظریه پردازی کند. بلکه خود نیز اهل عمل بود و بی دلیل نیست که او را به حق پدر تله تئاتر نامیده اند. در دورانی که تلویزیون، برنامه های سرگرم کننده ای برای مردم نداشت و تولید سریال نیز چندان رونق پیدا نکرده بود، هوشمندانه با تولید تله تئاترهایی از شاهکارهای ادبیات نمایشی دنیا، مخاطب را پای تلویزیون نشاند و ثابت کرد می توان هم اثر فاخر ساخت و هم مخاطب را سرگرم نمود. دو ویژگی ای که اغلب با هم در برنامه های تلویزیونی ما جمع نمی شوند. او با تولید این آثار بسیاری از هنرمندان را به خدمت گرفت و تلویزیون را عرصه ی هنرنمایی آن ها نمود. در این بین نگاه ویژه ای نیز به کودکان و نوجوانان داشت و معتقد بود سرمایه گذاری اصلی را باید برای آن ها انجام داد. آزادان با تکیه بر پشتوانه ی آکادمیک، نگاه خلاقانه و توجه به رضایت مخاطب آثار ماندگاری را خلق کرد که بعد از گذشت دهه ها از تولید آن ها هنوز هم به ندرت تولیداتی را می توان پیدا کرد که با آن ها در یک تراز قرار گیرند. دهه ی شصت را باید دهه ی طلایی تئاترهای تلویزیونی دانست و زنده یاد آزادان، از بانیان اصلی این نهضت هنری – فرهنگی به شمار می آمد. استودیوی یازده ساختمان تولید، اختصاص به تله تئاتر داشت. آن موقع اولویت استفاده از استودیوهای تلویزیونی با برنامه های فاخر مانند تله تئاتر، نمایش های عروسکی و مسابقات تلویزیونی بود. به یاد می آورم در مقطعی از زمان که مدیر امور استودیوهای سیما بودم، در استودیوهای یازده، دوازده و چهارده همزمان سه تله تئاتر ضبط می شد. به مرور که تهیه کنندگان شاخص و کاربلد منزوی شدند، تولید برنامه های تلویزیونی فاخر و از جمله تله تئاتر نیز به محاق رفت و به قول زنده یاد آزادان، در حوزه ی پیام به گره کور برخوردیم. همین که چنین پیش کسوتی با آن سابقه ی درخشان و کارنامه ی پر بار چنان گمنام است که در صدا و سیما هیچ کدام از زعمای قوم او را نمی شناسند، چه رسد به این که از او یاد کنند یا برای درگذشتش پیام بدهند یا در تشییع جنازه ی او شرکت کنند و از همه ی این ها دردناک تر این که دوستانش برای تدفینش در قطعه ی هنرمندان بهشت زهرا، از رو زدن به مدیران صدا و سیما نتیجه نگیرند و دست به دامن وزارت ارشاد بشوند، نشان می دهد این قافله لنگ است (دوست ندارم بگویم تا به حشر لنگ است). آزادان از نسل طلایی تلویزیون بود و امروز از گمنام ترین افراد این مجموعه است. تله تئاتر هم گویا مانند آزادان، گمنام است و قدرش را نمی دانند و به بهانه ی پرهیز از هزینه های گزاف، آن را کنار گذاشته اند و این موضوع از دغدغه های همیشگی او بود. در پاسخ به این ادعا که تولید تله تئاتر هزینه ی زیادی دارد دردمندانه می گفت: “هزينه‌هايي كه در حال حاضر صرف يك تله‌فيلم 80 دقيقه‌اي مي‌شود، برابر است با يك تله‌تئاتر‌. درست است كه هزينه‌هاي زيادي براي دكور‌، لباس و … يك تله‌تئاتر پنج تا شش قسمتي صرف مي‌شود، اما مهم‌ترين مساله اين است كه دوستان و مديران تلويزيون فكر مي‌كنند كه سريال‌ها نسبت به تله‌تئاترها مخاطبان بيشتري دارند و به همين خاطر به اين ساختار بي‌مهري مي‌كنند؛ در حالي كه بسياري از كارهايي كه من طي 30 سال فعاليت انجام دادم چندين بار از تلويزيون پخش شده‌اند و 10 سال ديگر هم مي‌توانند پخش شوند. ولي مطمئن نيستم كه يك سريال بتواند 10 سال ديگر هم پخش شود. بعضی از تله‌تئاترها هستند كه فرامليتي محسوب مي‌شوند و همه جاي دنيا آن ها را تولید می کنند.” او می گفت: “متأسفانه به دلیل کمبود بودجه‌ و تقسیم‌بندی‌های سازمان صداوسیما، تله‌تئاتر و خیلی بخش‌های دیگر از جمله کار کودک در تلویزیون بلاتکلیف مانده است.”  

یکی از سؤالاتی که در حوزه ی تولید محتوا همیشه به ذهنم می رسد این است که آیا بین به حاشیه رانده شدن دست اندرکاران و تهیه کنندگان شایسته و با صلاحیت و افت کیفیت برنامه ها و تولیدات تلویزیونی، هیچ رابطه ای وجود ندارد؟

بگذریم. آزادان رفت ولی هنوز هم بزرگانی از این نسل طلایی، گمنام و امیدوار در میان ما حضور دارند. اگر کسانی که سررشته ی تصمیم گیری ها را به دست دارند، همچنان بر طبل بی اعتنایی به این سرمایه های بی بدیل، می کوبند، حرجی نیست.  هنرمندان و کارکنان با ذوق و قدرشناس حوزه ی تولیدند که باید این آتش را شعله ور نگه دارند. اگر نمی توانیم به این اجاق، طمع شعله ببندیم، دست کم، بکوشیم اندک شرری را روشن نگه داریم. 

[1]  کارشناس کمیته های تخصصی تولید – همکار نشریه در صفحه کنتراست.

[2]  یک بار هم دوست عزیزمان، آقای مهندس سوری از کارشناسان تولید و همکاران نشریه نیز از ایشان این درخواست را کرده بودند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *