خانه / کارگردانی / شاخص‌های اصلی در موفقیت تیم تولید

شاخص‌های اصلی در موفقیت تیم تولید

نویسنده: سعید آتشین

هر چند مخاطب این متن، تهيه‌كنندگان تلويزيوني هستند اما مطالبي كه ارائه مي‌شوند به مسئولیت‌های شغلی حوزه‌های دیگری در تولید تلویزیونی نیز قابل تعمیم است. مانند کارگردانی تک دوربینه، کارگردانی چند دوربینه، مدیران عملیاتی و سرپرستان واحدهای کوچک تلویزیونی و… (اگرچه این مطلب در زندگی عادی نیز کاربرد دارد.)

     تشکیل تیم تولید یکی از وظایف اصلی هر تهیه‌کننده تلویزیونی است. اما این تیم برای رسیدن به کارآیی و اثربخشی در فرآیند تولید چه ویژگی‌هایی دارد؟ صرفنظر از دانش و تجربه اعضا که شرط اولیه است، شاخص‌های دیگری- ورای تخصص فنی- وجود دارند که تضمین کننده موفقیت تیم در تولید برنامه تلویزیونی است. علي رغم وجود عناصر فراوان در موفقيت يك تيم تولید،‌ مي‌توان گفت كه وجود سه ويژگي اساسي در هر تيم براي تحقق هدف و موفقيت كار تيمي ضروري به نظر مي‌رسد.

الف) هدف مشترك

     سالهاست كه محققان به اين نتيجه رسيده‌اند كه مهمترین عامل در موفقيت تیم‌های تولیدی، تمركز بر هدفي مشترك است. هدفي كه فلسفة‌ ايجاد تيم است. دو شرط اساسي در تحقق كارتيمي آن است كه اول تيم اهدافي كاملاً مشخص و روش‌هايي روشن براي دستيابي به آن اهداف داشته باشد و دوم همه‌ اعضای تیم در مورد اهداف و روش‌ها به توافق رسيده باشند.

     اهداف و ارزش‌هاي مشترك باعث ايجاد يك ارادة‌ مشترك براي رسيدن به هدف جمعي است و اين نخستين كليد كاميابي تيم است. چنانچه اعضاي تيم دليل مشخص و ارزشمندي براي با هم بودن نداشته باشند يا اين‌كه اين دليل به آن اندازه مهم نباشد كه افراد را به شور و شوق آورد، دراين صورت هرگز تيمي كامل و منسجم تشکیل نخواهد شد. اعضای یک تیم بی‌هدف نمي‌توانند به صورت بهينه و سازنده با يكديگر كار كنند و اين باعث ايجاد بي‌نظمي و اختلال در كار تيمي می‌شود. چاره‌ كار در اينجاست كه تهیه‌کننده بايد از انتها شروع كند. بدين معني كه هدف نهايي را كاملاً روشن کند و برای رسیدن به اراده جمعی در تیم تولید تلاش کند. 

     داشتن تيمي كه اعضای آن انگيزه‌های قوي دارند اما هريك از افراد، هدف‌هاي متفاوتي را دنبال مي‌كنند قابل قبول نیست و اثر بخشیِ تیمی را به شدت کاهش می‌دهد. در فعاليت تيم‌هاي برنامه‌سازي بارها مشاهده شده است كه واحدهاي كاري بدون در نظر گرفتن هدف كلي تيم، فقط به هدف شخصي خود يا هدف واحد خود انديشيده‌اند؛ تصويربردار فقط به كيفيت تصوير خود يا صدابردار فقط به صداي مطلوب خود مي‌انديشد، درحالي كه هدف از تشكيل تيم تنها تصوير يا صداي مطلوب نيست و هرکدام ازاين‌ها عناصر مکمل در تحقق هدف مشترك تيم هستند. 

     ممكن است در طول فعاليت تيم، اهداف، كمي تغيير كنند يا مسير حركت به سمت آنها عوض شود، اما هميشه تيم بايد اهداف خاص و معيني پيش رو داشته باشد.

اهدافي كه بارها براي اعضا توضيح داده شده و در مورد آن شفاف‌سازي صورت گرفته شده باشد تا موافقت همگاني را با خود همراه كند.

 «تيم‌هاي كاري با عملكرد عالي، هم از هدف خود دريافت روشني دارند و هم بر اين باورند كه هدفشان نتايج مهم وارزشمندي درپي دارد. اهميت اهداف تيم به افراد شهامت مي‌بخشد تا انرژي خود را به دور از امور شخصي در راستاي اهداف تيمي به‌كار گيرند.» (رابینز و دی سنزو. مبانی مدیریت. ص 302)

     وقتي نقطة پاياني(هدف) معلوم باشد بهتر مي‌توان ابزارهاي رسيدن به آن را برگزيد. براي داشتن تيمي هوشمند كه اعضاي آن توانايي تشخيص شرايط، انتخاب ابزارها و روش صحيح عملكرد را داشته باشند وجود هدف مشترك حياتي‌ترين مسئله است.

«  ]اهداف و ارزش‌هاي مشترك] انگيزه قدرتمندي است كه اعضا را وادار مي‌كند تا منافع تيم را جلوترازمنافع شخصي خود قرار دهند … نكتة شگفت‌انگيز اين است كه وقتي تيم را برخود مقدم بداريد به ناگهان اهداف شخصي‌تان بهتر از زماني كه خود را مقدم مي‌داشتيد برآورده خواهندشد.»  (بلنچارد و باولز. در اوج پیروزی. ص 88)

ب) تعهد

     پس ازتعيين اهداف و مشخص شدن آن براي اعضا، اكنون هر عضو تيم بايد نسبت به آن اهداف متعهد شود. قولي قلبي وعملي در به كارگيري حداكثر توان خود براي تحقق اهداف‌. نمونه‌هاي موفق كار تيمي اينچنين‌اند.

»وقتي هدف، مشخص و تأييد شد بايد در برابرآن متعهد و نسبت به تعهد خود جوابگو باشيم، بطوري كه عملكرد و رفتار ما با عالي‌ترين معيارها مطابقت كند.« (لنچیونی، پاتریک. پنج دشمن کار تیمی. ص 114)

تعهد در درون

     تعهد امري دروني است و نمي‌توان آن‌ را تحميل كرد. هيچ كس نمي‌داند كه به چه چيزي و تا چه اندازه متعهد است مگر اينكه در شرايطي دشوار قرار گيرد. در سختي‌ها است كه جوانه‌هاي تعهد  شكوفا مي‌شوند. مي‌گويند هرچقدر برای رسیدن به یک هدف بیشتر كار كرده باشيد، احتمال دست كشيدن از آن به همان اندازه كمتر است. اكنون سؤال اين است كه هركه تعهدي را پذيرفت آيا به آن پاي‌بند خواهد ماند؟ چگونه مي‌توان به تعهدات پاي‌بند بود؟ بين تصميم‌هاي آدمي و اصول و ارزش‌هايي كه او در زندگي به آنها معتقد است، رابطه‌ مستقيمي وجود دارد. هرچقدر كه تصميمات بر پاية ارزش‌ها و اعتقادات محكمِ زندگي گرفته شوند ميزان متعهد ماندن برآنها بيشتر خواهد بود.

تعهد در مشاركت

     برخي نظريه‌پردازان مقوله‌ كارتيمي، تعهد را در رابطه‌ مستقيم با ميزان مشاركت در مسائل تيم قرارداده‌اند. از آن جمله رابرت مادوکس می‌گوید:« افراد زماني خود را به تيم متعهد خواهند ساخت كه بدانند درموفقيت آن سهمي داشته‌اند. اگر در تعيين اولويت و حل مشكلاتي كه تيم در مرحله عملياتي دچارآن مي‌شود، اعضاي تيم مشاركت داده شوند احساس مالكيت درآنها تقويت می‌شود و اهداف تيم را بطور مؤثري دنبال خواهند کرد. اين امر به ايجاد علاقه و ارتباط صادقانه كمك می‌کند و مشكلات تيم، مشكلات تك‌تك افراد مي‌شود. بنابراين اعضا نهايت تلاش خود را جهت حل مسائل به عمل مي‌آورند.» (مادوکس، رابرت. تیم سازی. ص 59)           

     بنابراین مي‌توان گفت تعهد یعنی پايبندبودن به اهداف، برنامه‌ها و تصميم‌های تیمی به طوري كه همه به وضوح براي تحقق آنها مشاركت كنند. جان ماكسول (John C. Maxwell)  یكي ازمشهورترين نظريه‌پردازان كارتيمي‌ مي‌گويد:«آدم‌هاي معموليِ متعهد مي‌توانند كارهاي غير معمولي بكنند.»

تعهد در همه حال

     در بحث تعهدِ شغلي جمله‌اي وجود دارد كه مي‌گويد: موافق نباش اما متعهد باش! افراد مي‌توانند درمورد چگونگي هدف‌ها، برنامه‌ها، انتخاب ابزارهاي رسيدن به هدف و روش‌هاي عملكرد بحث و گفتگو كنند اما وقتي كه تصميمي گرفته شد بايد چنان به آن پايبند باشند كه انگار خود، آن تصميم را گرفته‌اند هر چند با آن تصميم مخالف باشند. اين به معناي كمال تعهد كاري دريك تيم است.

 »بسياري از مردم تعهد را از دريچه‌ احساس خود مي‌نگرند، احساس‌شان راهنماي انجام تعهد آنهاست. اما تعهد راستين چيز ديگري است. تعهد امري احساسي نيست بلكه ريشه‌ آن در منش ما است… احساسات انسان پيوسته در نوسان است اما تعهد او به سنگ‌ خارا مي‌ماند.« (ماکسول، جان. 17 اصل کار تیمی. ص 44)

ج) اعتماد

شاعر اسكاتلندي جورج مك‌دونالد (George Macdonald)  مي‌گويد:‌

 «كسي كه به من اعتماد مي‌كند از كسي كه مرا دوست دارد گامي فراتر نهاده است.»

     اعتماد، سنگ بناي روابط و مناسبات است. درانجام كارها به صورت تيمي،‌ با ايجاد احترام متقابل و كسب تجربه‌هاي مشترك، هرعضو درموقعيتي قرار مي‌‌گيرد كه مي‌تواند در ديگر اعضاي تيم، اعتماد يا عدم آن را ايجاد كند. يكي از ويژگي‌‌‌هاي اساسي تيم‌هاي كارآمد وجود اعتماد متقابل و بسيارزياد ميان اعضا است.(ايمان دوجانبه به نيات پاك ورفتارخوب ديگران) بدين‌ معني كه اعضا به صداقت‌، شخصيت و توانايي يكديگر مطمئن و از بودن در كنار هم احساس رضايت‌ مي‌كنند. اما همان گونه كه مي‌دانيم اعتماد خدشه‌بردار است. زمان زيادي طول مي‌كشد تا اعتماد ايجاد شود و به سرعت نيز مي‌تواند از بين برود. ايجاد اعتماد درتيم مستلزم ارتباطي باز و صادقانه و باوركردن ديگران، سهيم بودن در اهداف مشترك و احترام به عقايد افراد در چگونگي رسيدن به اهداف است. فضاي اعتماد درتيم تولید به شدت تحت تأثير فرهنگ سازمانی و رفتار مديرتيم (تهیه‌کننده) است.

تيم‌هايي كه براي صداقت‌، امانت و فرآيند همكاري و نيز شهامت و آزادي عمل كاركنان ارزش قائل هستند در واقع فرهنگ اعتماد را ايجاد مي‌كنند. تهیه‌کننده با ايجاد محيطی پراعتماد، حس وفاداري و تعهد افراد را نسبت به دست‌يابي به اهداف تيمي ارتقا مي‌بخشد. البته در كار اعضا تیم نيز بايد اين اعتماد ايجاد شود كه تهیه کنندة برنامه آنها را حتي درمسائل حساس حمايت كرده و مسئوليت عملكرد گروهي را بر عهده می‌گیرد و درشرايط مقتضي به اعضای تیم خود اعتبار مي‌بخشد. دو ويژگي مهم افراد قابل اعتماد؛ «مسئوليت‌پذيري» و «پايداري» است.

مايكل‌ كوردا (نويسنده) اعتقاد دارد؛«صفت مشترك همه آدم‌هاي موفق، مسئوليت پذيري آن‌هاست.»

     مسئوليت‌پذيري بدين معني است كه فرد در مقابل مسئوليتي كه برعهده گرفته و نتيجه‌ عملكردش (چه موفق باشد يا ناموفق) پاسخگوست. در تيم تولید تلویزیونی اين تعريف هم در مورد مدير تيم (تهیه‌کننده) و هم درمورد اعضاي تيم صدق مي‌كند. هر یک از اعضا مسئوليت كار خود را مي‌پذيرند و تهیه‌کننده نیز مسئوليت عملكرد كل تيم را بر عهده مي‌گيرد. بدون شک وقتی چنین اعتماد متقابلی شکل گیرد، اعضاي تيم برای انجام دادن هركاري كه از دست‌شان برآيد، اشتياق نشان خواهند داد. يك تيم موفق شامل اعضايي است كه نه تنها در موقعيت‌هاي مناسب بلكه در هرشرايطي قابل اعتماد خواهند بود. اين مسئله با توجه به اينكه تيم‌ها معمولاً درمعرض تغيير شرايط كاري قرار مي‌گيرند، بسيار مهم است. جان ماكسول مي‌گويد: «اگرنتوان به اعضاي تيم، هميشه اعتماد كرد، هيچگاه نمي‌توان اعتماد كرد.»

     نقش مفهوم اعتماد و قابليت ايجاد و حفظ آن درسازمان‌ها و تيم‌ها اهميت بسيار دارد که اگر اعضاي تيم نتوانند يكديگر را درك و به راحتي با هم ارتباط و اعتماد متقابل برقراركنند، تیم دچار يكي ازمخرب‌ترين آسيب‌ها یعنی بی‌اعتمادی خواهد شد.

« همان طور كه افراد در فرآيند تيم‌سازي شركت مي‌كنند، يكديگر را شناخته و ياد مي‌گيرند كه به تفاوت‌هاي فردي هم احترام بگذارند، براي مشاركت‌هاي تيمي ارزش قائل شوند و از رضايت خاطري كه توسط كار تيمي … حاصل مي‌شود لذت ببرند. اعتماد قسمت اساسي اين تجربه است و اهميت آن به دليل تأثير زيادی است درهرجنبه‌اي از عملكرد تيم دارد.» (مادوکس، رابرت. تیم سازی. ص 86) يكي از مزاياي اعتماد متقابل در كار تيمي اين است كه فرد براي بهتر شدن نتيجة‌ كار با اعضا وارد بحث‌هاي گروهي مي‌شود و از همكارانش در مورد وظيفه‌شان مسئوليت مي‌خواهد. او با اين رفتار مظهراعتماد تيمي است. زيرا هد‌ف‌هاي كلي و نتيجه‌ كار جمع را مد نظر قرار مي‌دهد. در تيم‌هايي كه بي‌اعتمادي وجود دارد امكان برخورد صحيح نظرها و بحث‌هاي آزاد و سازنده وجود ندارد و جاي آن‌ را اظهار نظرهاي تمسخرآميز و برخورنده مي‌گيرد. « اعتماد به معناي اين نيست كه همه هواي شما را داشته باشند و نه به معنايي كه نبايد از ديگران مسئوليت بخواهيم. اعتماد يعني علم به اينكه وقتي يك عضو، ديگري را تحت فشار مي‌گذارد، اين كار را به خاطر تيم مي كند نه خودش» (لنچیونی، پاتریک. پنج دشمن کار تیمی. ص 114)

 

حتما ببینید

پوشش تلویزیونی مسابقه قایقرانیِ مارپیچ در آب‌های خروشان(بخش دوم)

پاسکاری       در ادامه مطلب پیشین به موضوع پاسکاری دوربین‌ها می‌رسیم. کارگردانی مسابقه قایقرانی مارپیچ …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *