خانه / کارگردانی / نقد دکور برنامه‌های تحویل سال 98

نقد دکور برنامه‌های تحویل سال 98

نویسنده: جمعی از کارشناسان

همه ساله شبکه‌های مختلف تلویزیونی در کشورمان برنامه‌های ویژه‌ای را برای تحویل سال و ایجاد فضای مفرح برای مردم، تدارک می‌بینند. چون این برنامه‌ها مخاطب زیادی دارند از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. به همین دلیل باید از جهات گوناگون رضایت بینندگان را جلب کنند. هنر رسانة تلویزیون بسته‌بندی مناسب محتوا و ارائة هنرمندانة آن است. بنابراین توجه به فرم ارائه نیز بسیار اهمیت دارد.

لذا نقدهایی را که صاحبنظران مختلف به این ویژه‌برنامه‌ها داشته‌اند، در این مقاله آورده‌ایم، به این امید که طراحان و سازندگان  «ویژه‌برنامه‌های نوروز 99 » از اشکالات گذشته اجتناب و به  ملاحظات هنری بیان شده در این مقاله توجه کنند تا شاهد برنامه‌هایی درخور باشیم.

شبکه 1

شکل 1)

دکور فرمول یک، با تغییراتی برای ویژ‌ه‌برنامه نوروزی شبکه یک آماده شد. در مرکزِ پس‌زمینة دکور، اجرای حجمی ‌از لوگوی «فرمول یک» که با نورهای LED  حواشی آن برجسته شده بود، خودنمایی می‌کرد. دو نمایشگر بزرگ به صورت متقارن در دو طرف چپ و راست پس‌زمینه دکور نصب شده بودند که گرافیک متحرک و تصاویر نامزدهای چهره مردمی‌سال در آنها به نمایش در می‌آمد. (شکل1)

شکل2) تاثیر مثبت تصاویر چهره‌های مردمی‌روی نمایشگرها در نمای باز و تاثیر منفی آن در نماهای بسته

 

شکل3) تاثیر مثبت گرافیک متحرک در ایجاد ضرباهنگ درونی هنگام اجرای خواننده

حرکات سریع برخی تصاویر گرافیکی بخصوص در نماهای بسته باعث اختلال در تمرکز بصری بیننده می‌شد. قرار دادن تصاویر نامزدهای چهره مردمی‌سال در نمایشگرهای بزرگ چپ و راست پس زمینه در نماهای باز مناسب بود، اما در نماهای بسته وقتی که در پس زمینة سوژه‌های انسانی قرار می‌گرفت، نوعی اختلال بصری ایجاد می‌کرد. استفاده از گرافیک متحرک با حرکات شدیدِ آبجکت‌ها و نورهای خیره کننده برای ایجاد ضرباهنگ درونی در نماهایی که قرار بود با ضرباهنگ موسیقی (اجرای خواننده) هماهنگ باشد، تاثیر بسیار مثبتی داشت.(شکل3)

اما در موقعیت گفتگو استفاده از این عناصر گرافیکی اختلال بصری ایجاد می‌کرد. به نظر می‌رسد قصد طراحان این تصاویر، شلوغ شدن دکور و ایجاد ضرباهنگ درونی در نماهای برنامه بوده است. اما گاهی به جای ایجاد جذابیت به نوعی اغتشاش بصری منجر می‌شد.

شبکه 2 

 

شکل 4)

طراحی و چیدمان دکور و صحنه این برنامه شامل دو بخش بود:  صحنه اصلی  و  مسیر ورود و خروج. (شکل4)

  مهمانان برنامه، برای رسیدن به صحنه اصلی بایستی مسیر طراحی شده به سمت صحنه را طی می‌کردند. این مسیر به شکل یک پُل ساخته شده و عناصر بکار رفته در آن شبیه بازوهای پُل معلق بودند.

اما هیچ نشانه‌ای از تجسم ارتفاع  در کف و پس‌زمینة  استودیو که فضای پل را به حالت طبیعی آن نزدیک کند دیده نمی‌شد. (پُلی بر روی تاریکی!)

سوال اینجاست که طراحی این بخش از دکور (پُل) به چه منظور صورت گرفته است؟ فلسفة وجود آن چیست؟ مهمانان از تاریکیِ انتهای استودیو وارد شده و پس از طی مسیرِ پُل به صحنه اصلی وارد می‌شدند. تاریک بودن مسیر و بی‌تناسبی رنگ در این قسمت از دکور آن را از صحنه اصلی جدا کرده و به صورت تکه‌ای ناهمگون درآورده بود. حتی وجود طاقی با نمایشگرهای LED  نیز نتوانسته بود پیوند بصری مناسبی بین مسیر و صحنه اصلی برقرار کند. 

در ضمن چرا مخاطب برنامه باید منتظر بماند تا مهمانان و دعوت شدگان، برای حضور در صحنه این مسیر را طی کنند؟ این معطل ماندن بیننده و برنامه برای چیست؟ در حالی که بیشتر مهمانان برنامه، قبل از اینکه معرفی و دیده شوند، جذابیت خاصی برای بیننده ندارند.

شکل 5)

     تقسیم بندی دکور به سه قسمت متفاوت بدون در نظر گرفتن ارتباط ساختاری و بصری مناسب موجب دور افتادن آنها از یکدیگر شده بود. بخش‌های جانبی دکور فقط برای مسیر حرکت مجریان یا مهمانان در نظر گرفته شده‌ بودند و کاربرد هنری دیگری نداشتند، در صورتی که تعیین مسیر در دکور باید به گونه‌ای انجام شود که تمامی‌فضاهای جلو، جانبی و عقب صحنه، کاربرد بصری داشته باشند. فضایی که برای اجرای مجریان و گفتگو با مهمانان برنامه طراحی شده بود (استیج) موجب ایجاد میزانسن‌هایی خطی و خنثی شده بود. بنابراین موقعیت‌های گفتگو انرژی بصری مناسب نداشتند. همچنین نبودن فضای کافی در چپ و راست صحنه برای حرکت دوربین‌ها باعث شده بود که نماهای بسته از مهمانان به حالت نیم‌رخ نزدیک شود. همان گونه که گفته شد بخش اجرای اصلی برنامه شامل یک استیج کم عرض با طول زیاد بود و همین نکته باعث شده بود که میزانسن خطی و خنثی برای مجریان و موقعیت‌های گفتگو ایجاد شود. همچنین فاصله‌ای که بین نمایشگرLED   و «قوس‌ و ‌ستون»  وجود داشت، فقط در نماهای مستقیم تاثیر خوشایندی ایجاد می‌کرد و هنگامی‌که از دوربین‌های کناری یا کرین استفاده می‌شد، به دلیل فاصله موجود بین پس‌زمینه و پیش‌زمینه، این دوعنصر بصری پوشش هماهنگ و مناسبی ایجاد نمی‌کردند. (شکل5)

     نکته دیگر اینکه بخش اصلی دکور (شامل استیج، سبزه و هفت سین) به قدری وسیع بود که بین دوربین‌ها و سوژه‌ها فاصله زیادی می‌افتاد. استفاده از لنز تله برای نماهای بسته از مجریان و مهمانان، دال بر وجود این فاصله بود.

علاوه بر این استفاده مداوم از حرکت دوربین کرین و امتناع کارگردان از ارائه نماهای بسته از مهمانان نشان می‌داد که برنامه‌ساز بیشتر از آنکه به محتوا نظر داشته باشد، درگیر دکور و زیبایی‌های آن بود و سعی در به تصویر کشیدن آن داشت.

شبکه 3 

  این دکور نیز مشکلات عدیده‌ای داشت. به این معنا که ما هنوز تعاریف مشخصی از بافت به صورت علمی ‌و هنری در فضای باز   (مانند معماری شهری و در فضای بسته مانند معماری مسکونی و اداری و …) نداریم و حتی روش استفاده از آن‌ها را در صحنه نمی‌دانیم.

شکل 6)

در این دکور آنقدر از گل‌های کوچک در کف صحنه استفاده شده که فضا را برای عوامل انسانی (مجریان و مهمانان) نامساعد کرده بود. کف صحنه که یکی از عناصر کلیدی معماری دکور است، نباید اینچنین نقش و نگار به خود بگیرد. زیرا با وجود این نقوش در کف، عناصر انسانی آرامش و سنگینی پیدا نمی‌کنند و بیننده آنها را سیال و نامتعادل احساس می‌کند. میز وسط صحنه چنان با گل‌های سفید پوشیده شده بود که کف دکور و دیواره‌های پشت دکور به صورتی منفی تحت‌الشعاع آن قرار گرفته‌ بودند و به جای ایجاد تمرکز بصری، نگاه مخاطب را در مرکز دکور نگه می‌داشتند و این نکته، آزار دهنده بود. ارتفاع دیواره انتهایی دکور، ستون‌های ایستاده و نمایشگرها، نه از لحاظ بافت و نه ارتفاع هیچ تناسب معماری  تصویری با دکور تلویزیونی نداشتند و این امر در نماهای لانگ‌شات به وضوح دیده می‌شد. (شکل6)

شکل 7)

تصاویر گرافیکی نمایشگرها باید با نگاه حرفه‌ای‌تری طراحی می‌شدند. زیرا تناسب طراحی گرافیک از نظر بافت، رنگ و حجم با ساختار دکور یکی از اصول طراحی صحنه است. رنگ‌های به کار رفته در دکور شدت رنگی بسیار بالایی داشتند و احساس می‌شد به طور عجیبی در سطح تصویر حرکت می‌کنند. در صورتی که رنگ آمیزی دکور باید بر اساس پلان‌بندی صحنه و شدت‌های رنگی گوناگون انجام شود.(شکل7)

شبکه 4 

 

شکل 8)

دکور این برنامه شامل دو فضای داخلی و خارجی بود که به تناوب در خلال برنامه از آنها استفاده می‌شد. فضای داخلی شامل پس‌زمینه تصویر کلی از شب تهران بود که با نوار‌های نوریِ سبز رنگ از بالا و پایین محدود شده بود. چینش دکور به دو بخش «هفت‌سین» و «گفتگو» تقسیم شده بود. بخش هفت‌سین شامل چند مکعب بود که روی آنها عناصر هفت‌سین در جام‌های سفالی چیده شده‌ بودند و البته گلدان و نقوش کاشی‌کاری بر بدنه مکعب‌ها خودنمایی می‌کرد. این بخش از دکور فقط برای اجرای چند پلاتوی مجری برنامه استفاده می‌شد.(شکل8)

اما بیشتر زمان برنامه (دکور داخلی) در بخش گفتگو می‌گذشت و به طور کلی برنامه »همیشه بهار«  به یک گفتگوی طولانی شبیه بود تا جُنگ تلویزیونی به مناسبت تحویل سال!

بخش گفتگو در دکور داخلی، شامل قاب‌های مستطیل شکل شیشه‌ای بود که بر روی آن‌ها تصاویر ماهی قرمز چسبانده شده بود و از خلال شفافیت این قاب‌ها، پس‌زمینه دکور(شب تهران)  دیده می‌شد.

شکل 9)

در وسط این بخش، مبل و کاناپه سبزرنگی قرار داشت که به صورت L چیده شده بود. در میانه صحنه، میز مکعب مستطیل شکلی قرار داشت که بر بدنه آن نقوش کاشی کاری (شمسه هشت‌پر) دیده می‌شد. (شکل9)

شکل 10)

در طراحی این دکور و چیدمان عناصر بصری از وحدت رنگی(سبز) بهره گرفته شده بود. اما عنصر مهم و فراموش‌شده در این فضا، »نشاط بصری«  است که بیننده تلویزیونی از آن حظی نمی‌برد. استفاده بیش از اندازه از رنگ سبز، فضای برنامه را به سمت و سوی فضاهای مذهبی برده بود. بدین معنی که اگر تصاویر ماهی قرمز از روی قاب‌های شیشه‌ای حذف شود، می‌توان از این دکور برای برنامه سحر یا افطار استفاده کرد. فضای خارجی این برنامه شامل نمایی از ایوان، درگاه و پنجره‌های یک خانه سنتی بود که فقط در دیوار دوم قرار گرفته و طراحِ آن فکری برای دیوارهای یک و سه نکرده بود. به همین دلیل زاویه عناصر انسانی در نماهای بسته به حالت نیم‌رخ نزدیک شده بود. در میان زمینه دکور، دو صندلی سفید و مدرن قرار گرفته بودند که هیچ سنخیتی با فضای سنتی دکور و حوض آب و گلدان‌های شمعدانی -که در ارتباط تنگاتنگ با فضای پس‌زمینه است- نداشتند. (شکل10)

شبکه 5 

 

شکل 11)
شکل 12)

در برنامه شبکه 5 از دکوری که  اصول زیباشناسیِ بصری و روانشناسی مخاطب در طراحی آن رعایت نشده بود، استفاده شد. چینش بهم ریختة عناصر دکور در نمای کلی به گونه‌ای بود که پیوند اُرگانیک با هم نداشتند. چیدمان سفرة هفت‌سین در وسط صحنه بدون توجه به بزرگی و کوچکی عناصر و رنگ آنها، همچنین تضاد سطوح (بلندی و پایینی عناصر) و گل‌های سفید کشیده شده به دو طرف صحنه (آویزهای‌ بندی در دو طرف دکور از بالا) هیچ توجیه ساختاری و پیوستگی تصویری نداشتند. علاوه بر این تصویر پس‌زمینه نمایشگر‌های LED ، به ‌هم ریختگی بصری تصویر کلی را دو چندان کرده بود، به طوری که سوژه‌های اصلی صحنه (مجری و مهمانان) به طور نامعقولی به وسیله اجزای ناهمگون محاط شده‌ بودند و میزانسن آنها حالتی منفی به خود  گرفته بود. طراح دکور این برنامه که سابقه طولانی در طراحی و اجرای دکور برنامه‌های مختلف تلویزیونی دارد در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم می‌گوید:«قرار بود یک کار هیولایی! انجام دهیم.» (شکل11 و 12)

مباحث زیباشناسی تصویر در طراحی و چیدمان عناصر صحنه، در دکور برنامه «بهار‌جان»  با میز دایره‌ای شکل و بندآویزهایی با گل سفید رعایت نشده بود. بر اساس اصول صحنه‌آرایی، عناصر، مانند وسایل آویز در این برنامه، نباید حضورفیزیکی مجریان را تحت الشعاع قرار دهند. اما هشت آویز با ضخامت زیاد نه تنها در تک شات‌ها، بلکه در نماهای باز هم، برای تصویر برداری مزاحمت ایجاد می‌کردند و به دلیل ارتفاع پیدا کردن صحنه به وسیله آنها، عناصر انسانی ایستایی خود را از دست داده بودند. موارد ذکر شده که به اختصار بیان شدند، بیانگر این نکته‌اند که طراحی دکور و صحنه در برنامه‌های تلویزیونی نیازمند بازنگری اساسی و به کارگیری افراد کاردان است.

 

حتما ببینید

برپایی آنتن سامانه‌‌های بی‌سیم (بخش آخر)

افت کابل آنتن هم محور در فرکانس‌های VHF و UHF افت کابل آنتن هم محور …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *