خانه / کنتراست / کنتراست: یاور تورنگ(تدوینگر بازنشسته )

کنتراست: یاور تورنگ(تدوینگر بازنشسته )

نویسنده: مریم خوش چهره

زندگی‌نامه:

تا پایان سال دوم متوسطه در آبادان بودیم و بعد به همراه خانواده به تهران مهاجرت کردیم و در سال 1355 دیپلم گرفتم و سال 1356 وارد مدرسه عالی تلویزیون و سینما شدم که بعدها به دانشکده صدا و سیما تغییر نام یافت. در سال 1359 در رشتة تولید تلویزیونی با گرایش تدوین فارغ‌التحصیل شدم و از 18 دی ماه سال 59 به عنوان تدوینگر، کارم را در مرکز زاهدان آغاز کردم.

تا اول شهریور 1364 که به سبب کمبود نیروهای تولید به جام جم(تهران) برگشتم و بعنوان فیلمبردار و تدوینگر هم در واحد مرکزی خبر و هم در تولید تلویزیون مشغول به کار شدم و سپس به واحد تدوین فیلم شبکة اول سیما منتقل شدم و تا اول بهمن ماه سال 82 در این واحد به تدوین فیلم‌های مستند و گزارشی مشغول بودم و سال 1382 بازنشسته شدم. بعد از بازنشستگی، بیشتر فعالیتم به بیرون از سازمان معطوف شد و فرصت بیشتری برای تدوین فیلم‌های سینمایی یافتم و در مجموع حدود 15 فیلم سینمایی را تدوین کردم.

 از شروع فعالیت خانه سینما عضو کانون تدوین گران سینمای ایران بوده ام و در حال حاضر عضو انجمن عالی هنرها و فنون سینمای ایران هستم. دو سال پیاپی داور جشن خانة سینما بوده‌ام و 10 سال است که استودیو تدوین و صداگذاری فیلم تاسیس کرده‌ام.

اسفند 1361، مرکز زاهدان، باکس مونتاژ فیلم

دو خاطره:

خاطره اول به دوران خدمتم در مرکز زاهدان برمی‌گردد که علاوه بر تدوین، فیلمبرداری هم می‌کردم. روزی برای فیلمبرداری برنامه‌ای مستند به یکی از روستاهای اطراف زابل رفته بودیم و مشغول کار بودیم که یکی از زنان روستایی دوان دوان به سمت ما آمد. او با دیدن ماشین صدا و سیما گمان کرده بود ما برای توزیع لباس وآذوقه آمده‌ایم، از راننده‌مان- که اهل زاهدان بود- خواستیم به او بفهماند کار ما چیز دیگری است و برای فیلمبرداری آمده‌ایم. زن روستائی نمی‌پذیرفت اما بالاخره متوجه شد.

خاطره دوم به زمان خدمتم در واحد تدوین شبکه یک مربوط می‌شود. به خاطر دارم که شبکه سه سیما تازه راه‌اندازی شده بود و تدوین اولین مجموعه تلویزیونی شبکه 3 را به من سپردند.

زمانی که سریال از شبکه سه پخش می‌شد برای گرفتن حقوق به بانک رفتم. کارمند بانک با دیدن اسم و فامیل من روی چک متوجه شد که من تدوینگر این سریال هستم و شروع کرد  به درد دل کردن. وقتی علت را پرسیدم، گفت: این کار که تدوین کردی داستان زندگی منه!! من هم مانده بودم چه بگویم!!!!

خلاصه آن روز کلی طول کشید تا من توانستم حقوقم را از بانک دریافت کنم.

سخن آخر:

سخن آخرِ من با مسئولان عزیز سازمان است که از فرزندان این سازمان که خاک این دستگاه را خورده و عمری را در این حرفه سپری کرده‌اند، بیشتر استفاده کنید و قدر نیروی انسانی کارآموزده را بیشتر بدانید.

 

حتما ببینید

کنتراست: مجید نائیجیان (مهندس فنی بازنشسته )

سال 1349 در آمل به دنیا آمدم و تا مقطع دبیرستان و گرفتن دیپلم در …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *