خانه / کنتراست / کنتراست:مهدی مستوفی(فیلمبردار بازنشسته )

کنتراست:مهدی مستوفی(فیلمبردار بازنشسته )

نویسنده: مریم خوش چهره

مدتی است به منظور پاسداشت خدمات و زحمات همکاران پیشکسوت – به منظور بهره‌مندی از تجارب ارزشمندشان- شماری از  همکاران قدیمی را به مصاحبه تصویری دعوت کرده‌ایم که یکی از آنها که در این شماره با ایشان آشنا  خواهیم شد، از فیلمبرداران با سابقة رسانة ملی – جناب آقای مهدی مستوفی – است که با بزرگواری دعوت ما را پذیرفت و مطالبی که در ادامه می‌خوانید، بخشی از این نشست خاطره‌انگیز است. ضمن تشکر از این هنرمند گرامی برای شرکت در این مصاحبه، ‌برایشان سلامت و طول عمر آرزومندیم.

در ضمن از آقای سوری برای مصاحبه با جناب مستوفی و تهیه متن کنتراست از مصاحبة تصویری تشکر می‌کنیم.

     سال 1328 از پدر و مادری همدانی در تهران متولد شدم. دیپلم ادبیات گرفتم و سال 1348 در کنکور سراسری شرکت کردم و در مقطع کاردانی در گرایش تولید -که شامل سه شاخه کارگردانی، فیلم‌برداری و تدوین بود- در مدرسه عالی رادیو و تلویزیون پذیرفته شدم و رشته فیلم‌برداری را انتخاب کردم. اولین تجربه‌هایم در حوزه نور و عدسی به دوران نوجوانی برمی‌گردد. از آن زمان به نورپردازی، عکاسی و فیلم‌برداری علاقه‌مند بودم. خرید ذره بین  و آزمایش و طراحی با نور از علایق نوجوانی‌ام بود. هنوز دیپلم نـگرفته بودم که مرحوم پدرم برایم دوربین لوبیتِل(Lubitel)  روسی خرید، از این رو بیش از پیش به عکس و عکاسی علاقه‌مند شدم. پدر و مادرم از علاقه من به عکاسی آگاه بودند لذا هرگز مرا به تحصیل در رشته‌های پزشکی و مهندسی و وکالت مجبور نکردند بلکه تاکید می‌کردند در کار و حرفه‌ای که به آن علاقه‌مندم مشغول شوم. با اولین درآمدهایم از عکاسی، دوربین نیکون سریF  – به مبلغ 1200 تومان – خریدم. قبل از ورود به مدرسه عالی رادیو و تلویزیون، به اندازة کافی عکاسی کرده بودم و به علاقه و البته میزانِ توانمندی‌ام در این حوزه آگاه بودم. از سال 1348 استخدام رسمی سازمان شدم. همزمان هم در کلاس‌ها شرکت می‌کردیم و هم در سازمان به کار عکاسی می‌پرداختم. مدرسه در محوطه جام‌جم (ساختمان معروف به مدرسه) بود و ارتباط ما دانشجویان با کار و تحصیل سهل‌تر بود. در واقع کارت دانشجویی ما همان کارت و مجوز ورود مـا به بخش های مختلف سازمان بـود. اولین تجربه حضورم پشت دوربین به سال 1348 برمی‌گردد. تمرین و آموزش رشته کشتی در استودیو 13 بود و من به‌عنوان فیلم‌بردار پشت دوربین نمای اصلی (Master)  و قـاب تقریباً ثابت آن قرار گرفتم. کار کاملاً حرفه‌ای بود و زمان تمرین و آموزش نـبـود. تمام نگرانی‌ام آن بود که مبادا با اشتباهم کار را دچار وقفه کنم البته نگران فریادهای کارگردان هم بودم. بعد از آن روز اعتماد به من بیش‌تر شد و کم‌کم به‌صورت کاملاً حرفه‌ای وارد کار شدم. یکی از جالب‌ترین کارهایی که به عنوان مدیر فیلم‌برداری انجام دادم؛ اثر»یک شب یک مسافر« بود. تله‌تئاتری که سال 1372 به کارگردانی خانم مهوش جزایری در استودیو 11ضبط شد. 15 روز در سالن آمفی‌تئاتر ساختمان سیما با دوربین به تمرین این کار پرداختیم. دو بازیگر داشت که یکی از آنها مجید مظفری بود. برای اولین بار در تاریخ تلویزیون دکور کار 360 درجه و متحرک بود. زیر دکور چرخ بود و لته‌هـا از هم باز و بسته می‌شدند. اولین بار در تاریخ تلویزیون بود که تله‌تئاتری به صورت پلان-سکانس، با یک دوربین ضبط می‌شد. مدت زمان کار حدود 21 دقیقه بود. در این پروژه برای اولین بار آب به‌صورت طبیعی وارد استودیو و به‌عنوان باران پشت شیشه‌ها استفاده شد. سریال مثل آباد در سال 1360 هم از خاطره‌انگیزترین کارهایی بود که به کارگردانی مرحوم رضا ژیان در شبکه یک تولید و ماندگار شد.

تا سال 1390 به ‌عنوان تصویربردار با سازمان صدا و سیما همکاری داشتم. مدت زیادی هم به عنوان کارشناس کمیته تخصصی نور و تصویر با امور کارشناسی و ارزیابی همکاری کردم و همواره آرزو داشتم تمامی نیروهای شاغل در حوزه نور، فیلم و تصویر در سینما، تلویزیون و رسانه‌‌های نوین، زیر یک سقف و انجمن، به فعالیت بپردازند و صلاحیت حرفه‌ای افراد تایید می‌شد و این شغل به جایگاه واقعی‌اش می‌رسید که متاسفانه تاکنون چنین نشده است.مطمئنم اگر هزاران بار دیگر هم متولد شوم، فیلم‌برداری تلویزیون ایران را به‌ عنوان شغل و حرفه‌ام انتخاب خواهم کردم و از همه همکارانم می‌خواهم با عشق و علاقه برای خدمت به ایران و ایرانیان تلاش کنند.

 

حتما ببینید

کنتراست: مجید نائیجیان (مهندس فنی بازنشسته )

سال 1349 در آمل به دنیا آمدم و تا مقطع دبیرستان و گرفتن دیپلم در …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *