خانه / کنتراست / کنتراست: مهرداد آقامحمدی (مهندس فنی بازنشسته)

کنتراست: مهرداد آقامحمدی (مهندس فنی بازنشسته)

متولد سال 1341 تهران هستم. دیپلم ریاضی و فیزیک را در سال 1359 از دبیرستان اتابکی منطقه 17 گرفتم و تحصیل در رشته ویدیوی مرکز آموزش صدا و سیمای آن زمان را در سال 1360 آغاز کردم.

در سال 1364 فارغ التحصیل شدم و به خدمت سربازی رفتنم. تلاش‌های رئیس وقت سازمان- آقای محمد هاشمی- موجب شد فارغ التحصیلان دانشکده صدا و سیما، در سازمان مامور به خدمت شوند. سال 1365 من نیز مشمول این امر شدم و محل خدمتم کرمانشاه تعیین شد. تلاش زیادی از سوی دانشجویان و ریاست مرکز انجام شده بود تا شغل ما در سازمان، »مهندس منها« باشد؛ اما در نهایت »کمک مهندس«به تصویب رسید.

سال 1367 همزمان با پایان جنگ، پس از حدود 2 سال خدمت در مرکز مذکور، خدمت سربازی من هم تمام شد. مهر ماه همان سال با پذیرش در کنکور سراسری         (رشته مهندسی مخابرات دانشگاه خواجه نصیر) به تهران منتقل شدم و محل خدمتم »توسعه و تولید«آن زمان تعیین شد. سال 1372 در رشتة مهندسی مخابرات فارغ التحصیل شدم. پس از چند سال به مدیریت فنی شبکه چهار سیما و بعد از حدود دو سال به مدیریت کارشناسی فنی مرکز تازه تاسیس تولید و فنی منصوب شدم. 

به گمانم اوائل سال 1380 بود که مدیران، مرا مامور کردند تا پس از مطالعه دربارة لابراتوار فیلم سازمان، مدیریت لابراتوار را برعهده بگیرم. بیش از 6 ماه صرف این کار کردم و عاقبت مسئولیت را پذیرفتم. البته در طول این 6 ماه به لابراتوار رفت و آمد می‌کردم و همه همکاران از این موضوع باخبر شده بودند. سرانجام حکم مرا برای مدیریت لابراتوار امضا کردند و مشغول به کار شدم. هشت سال بعد هم بازنشسته شدم. امروز که بیش از 16 سال از آن روزها می‌گذرد؛ با نگاهی مجدد به شرایط کنونی لابراتوار فیلم؛ به یاد تعبیر »قفس آهنین«ماکس وبر در کتاب روحیه سرمایه داری می‌افتم که مدرنیته برای ما همچون قفسی آهنین در آمده که … .«

استعارة قفس آهنین یکی از برجسته‌ترین انگاره های ماکس وبر، درباره پیامدهای منفی مدرنیته و توصیف انسان در جهان مدرن است. به اعتقاد وی در دوران مدرنیته، عقل گرایی، انسان را به شرایطی سوق می‌دهد که احساس می‌کند در یک قفس آهنین زندگی می‌کند. 

آن روز با حدود 17 سال تجربه در دنیای ویدیو ( و ناآشنایی با دنیای فیلم) به عرصه فنی سینما پا نهادم تا دنیای فیلم را با اصول و قواعد ویدیویی درک کنم اما زهی خیال باطل!

به زودی دریافتم، برای مهندسان ویدیویی همچون من، ماهیت نگاتیو فیلم سینمایی بسیار فراتر از تصور است. سال‌ها تلاش من و همکاران لابراتوار فیلم برای همزیستی با رقبای ویدیویی در سازمان و سینما نتایج خوبی داشت. بارزترین نتیجه آن افزایش بهره‌وری لابراتوار فیلم، راه اندازی چاپ خیس و توسعه تدوین آفلاین فیلم سینمایی به کمک ویدیو بود.

پس از بازنشسته شدن و راه یافتن دیجیتال اینترمیدیات و اسکن نگاتیو 35 م.م. به لابراتوار سازمان، شاید تصور بر این بود که مدرنیزاسیون موجبات آسایش و رفاه همه ما را فراهم آورد و به نون و نوایی برسیم! اما همه آنچه در آن سال‌ها دستاورد تلاش و کوشش فکری و عملی من، همکارانم و مدیران بعدی لابراتوار بود، امروز به کجا رسیده است؟

 آیا اسکن نگاتیو 35 م.م. سینمای ایران را دگرگون و لابراتوار سازمان را به قطب »پست پروداکشن«تبدیل کرده است؟ یا اینکه فیلم نگاتیو سینمایی به تاریخ پیوسته است و دوربین های HD  و 4K  و … سینما را به عرصه جدیدی وارد کرده اند که لابراتوار فیلم به آن معنا که ما آن را لابراتوار فیلم می نامیدیم، دیگر خریداری ندارد؟

خوب، کارشناسان برجسته ما در عرصه فنی فیلم سینمایی کجا هستند؟ آنچه فرا گرفتند امروز در کجا ثبت شده؟ راستی حال و روزشان چگونه است؟ آیا این سوال قابل تامل نیست که آیا ارزشش را داشت تا عمرمان را صرف یادگرفتن و به کار بستن آن فناوری کنیم؟ آیا اگر این پدیده را تحلیل هزینه-فایده کنیم، چیزی دست گیرمان می شود؟ آیا معقول بود و هست که عمر را صرف کنیم تا … ؟

 من که به یاد تعبیر قفس آهنین ماکس وبر می افتم، شما به یاد چه می افتید؟

 

حتما ببینید

کنتراست: مجید نائیجیان (مهندس فنی بازنشسته )

سال 1349 در آمل به دنیا آمدم و تا مقطع دبیرستان و گرفتن دیپلم در …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *