خانه / نور و تصویر / تصویربرداری / زبان دكور و زبان دوربين

زبان دكور و زبان دوربين

گاهی که از صحنه‌ای باشکوه عکس یا فیلم تهیه می کنیم و نمایش آن ها را روی مونیتور یا صفحة چاپ شده می‌‌بینیم، حس متفاوتی نسبت به آنچه در صحنه مشاهده کرده‌ایم، داریم. همین موضوع در مورد تئاتر و سینما نیز صادق است. از تفاوت‌هاي بنيادين و اساسی طراحي صحنه و دكور در تلويزيون با طراحي صحنه‌ در تئاتر و سينما خصوصيات و ویژگی‌های تلويزيون وامکانات فنی آن و نحوة به تصویر کشیدن صحنه‌هاست. این تفاوت، شرایطی را  براي طراحي صحنه و طراح دكور در استوديو ايجاد ‌می‌کند که در بیشتر مواقع قابل چشم پوشي نيستند.

1- تصوير نهايي

بينندة تلویزیون فقط چيزي را مي بيند كه دوربين به او نشان مي دهد. بسيار پیش آمده، که کارگردان به سبب انتخاب نمای بسته از صحنه‌هاي با معنا و مفهوم، از معنای صحنه کاسته است يا صحنه‌هايي كه از نماهاي دور ظاهري مقبول دارند، اما در نماهاي نزديك‌تر يا از زاويه‌های دیگر، تاثير خود را از دست داده‌اند. رنگ‌آميزي دكور در كنار نقوش گرافيكي و احجام و اشياء صحنه، بارتاب‌هاي متعددي را در کف یا سطوح دیگر ، به وجود مي‌آورد یا توازن رنگ و رنگمايه در تصوير، با نوع نماهای منتخب به طور قابل ملاحظه‌اي تغيير ‌می‌کند. حال اگر بخش كوچكي از صحنه، به رنگ قرمز روشن باشد و کارگردان نمای بسته‌ای از این بخش نشان دهد، بیننده گمان می‌کند که سطح گسترده‌ای از دکور به این رنگ است.

رنگ‌هاي متنوع در تلويزيون به طور كامل، مجزا از هم ديده ‌می‌شوند. اما براي جلوگیری از تاثيرگذاری منفي در تصویر لازم است، سيستم هاي رنگي را بشناسیم. همچنین آگاهی از تأثیرات هم نشینی و تقابل‌هاي مختلف رنگ همچون تضاد رنگ هاي سرد و گرم، تضاد سياه و سفيد، تضاد رنگ هاي اصلي و تضادهاي ديگر بسیار اهميت دارد.

2- ارزش‌هاي رنگي در دكور به ویژه در زمان حرکت دوربین:

در نماهای دور، تضاد رنگمایه‌ای در دکور، بيشتر از سايه‌‌هاي يك دست، عناصر به کار رفته در صحنه را برای بیننده متمایز و بر آن‌ها تاكيد مي‌کند. در حالي كه در نماهاي نزديك، به هنگام چرخش افقي دوربين بر روي رنگمايه هاي متضاد پس زمينه يا برش متقاطع آنها، كيفيت تصوير و تداوم بصري دستخوش اختلال ‌می‌شود. زیرا دائماً رنگ‌های گوناگون از جلو دوربین عبور می‌کنند. از طرف ديگر در همین حالت اگر برعکس، رنگمايه‌هاي موضوع و پس زمينه، مشابه باشند، تصویر به طرز ناخوشايندي تخت و مبهم خواهد شد. بنابراين براي داشتن تصاويري خوب، بايد رنگ مايه هاي صحنه، نورپردازي، لباس و گريم، با هم  هماهنگي داشته و رنگ‌ها در وضعی بین دو حالت ذکر شده باشند.

3- جزئيات سطوح دكور

سطوح تخت و يكدست در دكور، از نظر تصويري سطوحي خنثي، بي‌خاصيت و بدون جاذبة بصری هستند. اما اين عيب ها را تاحدودي مي‌توان به كمك نورپردازي (سايه – روشن یا نورهاي رنگي) به صورت نقطه‌اي يا خطي برطرف كرد. جزئيات برآمده و خشن، مانند طرح هاي قوي و شكل‌هاي مشخص تا وقتي جذابيت دارند كه توجه بيننده را از رويداد اصلی صحنه منحرف نكنند. به احتمال زیاد این اتفاق زماني رخ می‌دهد که این طرح‌ها در پس زمينه‌هاي ساده قرار گيرند يا در نماهاي منفرد ظاهر شوند. در نماهاي دور جزئيات كوچك، به سادگي گم ‌می‌شوند و در نماهايي كه عمق ميدان محدود دارند از وضوح خارج ‌می‌شوند.

بدين ترتيب طرح جذابي كه در نماهاي نزديك بسيار واضح ديده ‌می‌شود، ممكن است از فاصله دور، در پس زمينه محو شود. در نتيجه، آنجا كه رويداد صحنه به اين گونه پس زمينه‌ها نزديك يا از آنها دور ‌می‌شود، این برجستگي‌ها با وضوح‌های متفاوتی که به اندازه نما بستگی دارد نمایش داده ‌می‌شود.

نکته مهم دیگر، اجتناب از كاربرد نوارهاي موازي و خطوط عمودي نزديك به هم و زياد است، زیرا این خطوط در دكور از دید دوربین، مغشوش و معوج دیده خواهند شد.

4- روشنايي سطوح دكور

دانستن اينكه سطوح درخشان در دکور و لوازم صحنه، موجب ‌می‌شوند دامنه كامل رنگمايه در دوربين تلويزيوني اشباع شود، در طراحی دکور بسیار مهم است. حتي اگر چنین شرایطی، هيچ عيب فني در تصوير پديد نياورد، جلوه رنگي آنها، توجه بیننده را بیش از حد جلب ‌می‌کند. بنابراين به عنوان يك اصل كلي توصيه ‌می‌شود از سطوح درخشان و بيش از حد روشن- جز در موارد خاص- اجتناب شود. نقاط بيش از حد روشن در تلويزيون‌هاي رنگي به صورت لكه‌هاي سفيد بر سطوح رنگي، ظاهر و بدين سبب مشخص‌تر ديده مي‌شوند.

مواد به شدت بازتابي مانند استيل و آلومینيوم‌هاي تزييني يا پلاستيك‌هاي شفاف همچون پلكسي گلاس، بنرهاي براق و فلكسي‌هاي روشن به اشكالات فاحشي چون سوختگي تصوير، نورهاي ناخواسته و دنباله‌دار شدن تصوير منجر ‌می‌شوند. البته ممكن است عده‌اي از اين اشكالات به خاطر جذابيت و زيبايي تصوير صرف نظر کنند، اما بايد دانست مرز بين جلوه‌هاي جذاب تصويري و اشكالات ناخوشايند بسيار اندك است و گاهی با تغییرات جزیی، هر دو منظور حاصل ‌می‌شود.

5- بازبيني جزئيات دكور

ساده‌ترین روش برای اصلاح تصویر هر سطح درخشان در دوربین، كاهش يا قطع نوري خواهد بود كه به آن مي‌تابد، هرچند ممكن است اين كار در همة موارد، عملي نباشد. به ويژه اگر به نور نواحي اطراف، لطمه بزند. ولی غالباً نورهاي ناخواسته و بازتاب‌هاي قوي از سطوح درخشان را با تغيير زاويه منبع نور يا جابجايي آن یا تغییر اندک موقعيت دوربين يا پوشاندن انعکاس نور با وسیله‌ای می‌توان حذف ‌کرد. در هر حال بايد در صحنه‌آرايي با اشياء سفيد يا متمايل به سفيد- مانند پوشش‌ها ،پرده‌ها ،روميزي‌ها و غيره- دقت زيادي شود. در این موارد مي‌توان از مواد ديگري با رنگ‌هاي كرم يا خاكستري روشن استفاده کرد يا براي كاهش سفيدي، آنها را با اسپري‌های مخصوص، مات‌تر کرد. اگراین عمل به درستی انجام شود، نتيجه، تصويري خواهد بود که در آن، سطوح برجسته با رنگ مايه روشن بازسازي ‌می‌شوند. در غير اين صورت ممكن است سطوح سفید، به صورت خاکستری یا چرک دیده شوند.

صحنه‌پردازي به وسيله رنگ

در مورد رنگ مباحث فراواني وجود دارد كه بايد به صورت جداگانه به آن پرداخت و از نقش رنگ در ابعاد مختلف زيباشناسي صحنه و دكور سخن گفت. اما در حال حاضر به دو جنبه كلي رنگ در طراحي صحنه و دكور اشاره ‌می‌کنيم.

1- موقعيت‌هايي كه در آن هيجان، قدرت و توانايي‌هاي بالقوه رنگ به طور كامل استفاده ‌می‌شود.

(گروه‌هاي موسيقي، آوازها و مسابقات و …)

2- موقعيت‌هايي كه در آن رنگ، در صورتي كه كنترل نشود، به عنوان پس زمينه‌اي نامناسب به طور ناخواسته ذهنیت غلطي را به وجود مي‌آورد و بر پیامی که رویداد مورد نظر، قصد انتقال آن را به مخاطب دارد، تأثیر منفی می‌گذارد. (مصاحبه‌ها، اخبار و برنامه‌هاي آموزشي)

در هر صورت، اگر حساب شده و آگاهانه از رنگ استفاده نشود یا محتوا، از غرض خود دور می‌افتد یا پیامی متفاوت با منظور اصلی به بیننده منتقل ‌می‌شود یا بیننده از نظر بصري خسته می‌شود و برنامة تلویزیونی جذابیت خود را از دست می‌دهد. به علاوه، به دلايل گوناگون رواني و فيزيولوژيكی، صفحة تلويزيون غالبا رنگ را اغراق آميز جلوه مي‌دهد و آن را از شكل طبیعی دور می‌کند. بنابراین لازم است از تاكيد بر رنگ اجتناب کرد.

نتیجه گیری:

به عنوان يك اصل كلي بهتر است جزئيات و اشياء صحنه به گونه‌ای انتخاب شوند كه با اجزاء غير قابل تغییر دكور و صحنه همگوني داشته باشند. بدون شناخت صحیح از موضوع، استفاده از رنگ‌های متنوع در صحنه، از دید بیننده به رنگ‌های تند و زننده تبدیل ‌می‌شوند، اما صحنه‌پردازی دقیق رنگی بدون توسل به رنگ‌های خنثی (مقیاس خاکستری) به مهارت بسیار احتیاج دارد. محيط‌هاي غمزده، محزون وكثيف و به هم ريخته براي صحنه‌هاي دراماتيك و نمايشي در تله تئاترها، باید به گونه‌ای طراحی شوند که ضمن القای این مفاهیم، جذابیت تصویر را از بین نبرند و موجب دلزدگی مخاطب نشوند.

لازمة تحقق این امر، استفاده از رنگ‌های خاص، همراه با اجرای ماهرانة طراحي صحنه، تسلط طراح صحنه به زيباشناسي رنگ با توجه به محتوا و درون مایة برنامه است. رنگ‌ها شاید درظاهر صحنه و با مشاهدة مستقیم، زيبايي نداشته باشند، ولي در تصوير رنگي، علاوه بر زیبایی به بيان بصري وعمق بخشیدن پیام منتقل شده به مخاطب، کمک می‌کند. بنابراین طراح صحنه باید بداند آن چه طراحی می‌کند در تصویر دوربین چه جلوه‌ای خواهد داشت.  به دلایلی که توضیح دادیم بهتر است از نواحي وسيع رنگي يكنواخت، خودداري کرد و در صورت اجتناب ناپذیر بودن، بايد آنها را با نورپردازي از یکنواختی درآورد.

از همین تکنیک برای تفکیک عناصر گوناگون در صحنه نیز استفاده ‌می‌شود. اگر براي دستيابي به تاكيد و تشديد حالتی یا وضعی در پس زمینه‌ها مانند ديوارهاي صحنه يا پرده‌هاي آن، رنگ‌هاي تند به کار می برید، آن رنگ‌ها را در لباس‌ها، اشياء اصلي و مبلمان موجود در صحنه نیز تکرار کنید. در این صورت ، پس زمینه‌ها بر صحنه مسلط نمی‌شوند و توجه بيننده را منحرف نمی‌کنند و به علاوه بین همة عناصر،‌ هارمونی و هماهنگی برقرار ‌می‌شود.

 

حتما ببینید

دیوار چهارم (FOURTH WALL ) در گفتگوی تلویزیونی( بخش 1 )

     این مفهوم ریشه در تئاتر صحنه‌‌ای دارد. فضا و صحنة  تئاتر کلاسیک یک چهاردیواری …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *