خانه / آموزش / فاصلة زبان رسانه تا زبان معیار

فاصلة زبان رسانه تا زبان معیار

زبان چیست و ادبیات کدام است؟       در تعریفی مختصر؛ زبان، همانی است که به آن تکلم می‌کنیم و ادبیات، برداشت هنری از زبان است. »ابوالحسن نجفی« در کتاب»مبانی زبان‌شناسی و کاربرد آن در زبان فارسی«و در تعریفی جامع‌تر،  زبان را این طور تعریف می‌کند: »زبان مجموعه‌ای از نشانه‌های قراردادی ‌است که در امتداد یک بُعد (زمان) برای انتقال پیام استفاده می‌شوند. منظور از امتداد یک بعد این است که هر نشانه از پس نشانة دیگر به نوبت می‌آید. مجموعة نشانه‌ها در طول زمان مفهومی در ذهن انسان شکل می‌دهد.«

از سوی دیگر، »دکتر محمد رضا سنگری«، ادبیات را چینش هنرمندانة کلمات می‌داند و آن را صورت هنری زبان معرفی می‌کند. با این همه، آنچه می‌گوییم، با آنچه می‌نگاریم متفاوت است. برای مثال اگر گوینده‌ای سخنی بگوید و از او بخواهیم همان سخن را بنویسد، متن حاصل -از اندک تا بسیار- با آنچه بیان کرده است، متفاوت خواهد بود. در بیان چرایی این موضوع می‌توان گفت؛ ذهن ما بر اساس قراردادی نانوشته بین نحوة گویش و شیوة نگارش فرق می‌گذارد به طوری که دستنوشته‌های ما مانند گفته‌های ما نیستند. زیرا ما هنگام نوشتن، واژه‌ها و جملات را در قالب‌هایی مشخص قرار می‌دهیم و از قاعده‌ای خاص برای نگارش منظور خود استفاده می‌کنیم. به طور معمول، چینش واژه‌ها در نوشتار، از نظم بیشتری برخوردار است، اما در کلام می‌توان کلمات را -به ضرورت یا سلیقه- پس و پیش کرد. پس می‌توان نتیجه گرفت، زبان گفتار یک جامعه، به طور معمول با زبان نوشتار آن متفاوت است، ولی این تفاوت زیاد نیست و به قول معروف»گندم دور از خرمن نمی‌افتد«. در هر دوره، نوشتار یک جامعه به زبان گفتار آن نزدیک است، چراکه زبان نوشتار باید به فهم جامعه نزدیک باشد.

اگر »ابوالفضل بیهقی« در قرن پنجم هجری قمری در »تاریخ بیهقی«می‌نویسد: »حسنک را سوی دار بردند و به جایگاه رسانیدند، بر مرکبی که هرگز ننشسته بود و جلادش استوار ببست و رسن‌ها فرود آورد و آواز دادند که سنگ دهید. هیچ کس دست به سنگ نمی‌کرد و همه زارزار می‌گریستند، خاصه نشابوریان…«

با اینکه این متن، متنی ادبی است اما به نظر می‌رسد مردم روزگار بیهقی( قرن پنجم) این متن را به خوبی درک می‌کردند و می‌دانستند که مقصود از »سنگ دهید«، آن است که او را »با سنگ بزنید« و منظور از »هیچ کس دست به سنگ نمی‌کرد« آن است که »هیچ کس دست به سنگ نمی‌برد یا به حسنک سنگ نمی‌زد«.

حال این سئوال پیش می‌آید که علت این تفاوت چیست و چه می‌شود که بعد از نزدیک به هزار سال، اگر ما به شیوة بیهقی، متنی بنویسیم یا سخنی بگوییم، مردم به تعجب در ما، متن ما و گویش ما می‌نگرند و بسیاری آن را نمی‌فهمند یا طور دیگر درمی‌یابند؟ زبان هم مانند هرچیز دیگر، با گذر زمان و به فراخور رخدادهای اجتماعی یا حضور اقوام مختلف و گرایش جامعه به فرهنگ یا زبان دیگر تغییر می‌کند و واژه‌هایی را به عاریت می‌گیرد، اما نکتة مهم آن است که زبان هرجامعه به فهم مردم آن روزگار، نزدیک است. اینجاست که سخن از »زبان معیار« به میان می‌آید. زبانی که بیشتر مردمان یک جامعه به آن سخن می‌گویند و آن را فهم می‌کنند. زبان معیار ایران در زمان بیهقی مشابه متن تاریخ بیهقی و کتاب‌های دیگر قرن پنجم است و زبان معیار روزگار ما آن است که اقوام مختلف ایرانی- با زبان و گویش‌های متفاوت- آن را می‌فهمند. به عبارت دیگر زبان معیار زبانی قراردادی و خاص مردم ایران است.

زبان معیار به سبب حاکمیتی بودنش، در هر مرز و بوم متفاوت است. مردم تاجیکستان هم فارسی صحبت می‌‌کنند، اما آیا زبان معیار آن‌ها با ایرانیان یکی است؟ شاید اگر تاجیکستان هنوز جزء خاک ایران بود، زبان معیارشان با زبان معیار ما یکی می‌بود. همان طور که مردم خراسان به گویش محلی خود سخن می‌گویند، اما زبان معیارشان با زبان معیار مردم خوزستان یکی است. بر این اساس هر کشوری بر اساس سیاستگذاری‌های حاکمان خود، زبان معیار خودش را دارد. زبانی که رسانه‌های آن کشور به آن زبان سخن می‌گویند و کتاب‌ها به آن زبان نگاشته می‌شوند. به دیگر سخن، زبان معیار، سکة کلامی رایج یک مرز و بوم است. سکه‌ای که در تمام نقاط آن کشور، اعتبار، جایگاه و ارزش دارد.

»دکتر سمیعی گیلانی« در کتاب »نگارش و ویرایش«، زبان معیار را این چنین تعریف می‌کند:«زبان معیار، زبان رسمی و فرهنگی کشور است که حامل فرهنگ دیرینه و پرمایه ایرانی و اسلامی ماست و در میان همه فارسی زبانان تحصیل کرده مشترک است.«

همیشه حاکمیت یک جامعه است که زبان معیار و حدود آن را تعیین می‌کند و رسانه‌ها، مجریان اشاعه و تثبیت زبان معیار در هر جامعه هستند. در مثال تاریخ بیهقی، ابوالفضل بیهقی به سبب آنکه دبیر دربار غزنویان بود و کتابش به تایید دربار غزنویان-که حاکمان آن روزگار بودند-رسید، توانست زبان دوران خود را ماندگار کند و معرف تقریبی زبان معیار روزگار خود باشد یا در خصوص کتاب‌های درسی، از آنجایی که شورای تالیف کتاب‌های درسی وابسته به وزارت آموزش و پرورش و این وزارت‌خانه نیز یکی از ارگان‌های دولت جمهوری اسلامی ایران است، ارائه‌دهندة زبان معیار فارسی است.

با مثالی به توضیح بیشتر این موضوع می‌پردازیم. چند سالی است در کتاب‌های درسی به جای استفاده از همزه(ء) از حرف »ی« استفاده می‌شود. به طوری که در گذشته نوشته می‌شد: »خانة من« اکنون و بر اساس این رسم‌الخط دانش‌آموزان می‌نویسند:»خانه‌ی من«و این در حالی است که این شیوه، مخالفانی در حوزة ادبیات فارسی دارد. پیشنهاددهندگان این رسم‌الخط معتقدند همزه(ء) از زبان عربی به زبان فارسی رخنه کرده است و با جایگزین کردن ی به جای همزه قصد دارند، اشتباهی رایج را اصلاح کنند، در حالی که برخی از استادان ادبیات مانند »دکتر امید مجد«(استاد ادبیات فارسی دانشگاه تهران) معتقد است که همزه در »خانة من«با حمزة در کلمة »انشاء«متفاوت است. دکتر مجد، این همزه را صورت تغییریافتة حرف»ی«می‌داند و معتقد است همزه یک نشانة وارداتی نیست، بلکه از گذشته در زبان فارسی وجود داشته و متعلق به زبان فارسی است. اما چون این رسم‌الخط از سوی یک شورای حکومتی پیشنهاد و توصیه شده و در کتاب‌های درسی آمده و نشر یافته است، سخن و استدلال مخالفان راه به جایی نمی‌برد و هم اکنون این رسم‌الخط در بیشتر نامه‌نگاری‌های اداری و نگارش‌های رسمی لحاظ می‌شود و در آیندة نزدیک همه به این شیوه عمل خواهند کرد. به همین نسبت، رسانه‌ها- به خصوص صدا و سیما- بر تثبیت و تعیین زبان معیار تاثیرگذارند. وقتی که گزارشگر ورزشی در هنگام گزارش مسابقات فوتبال بارها می‌گوید:»می‌رویم که داشته باشیم« افراد جامعه با این پندار که صدا و سیما مرجع همه چیز و تمام سخن‌هایش پژوهش‌شده و صحیح است، این عبارت را عبارت درستی می‌انگارند و آن را به کار می‌برند و چند سال بعد این جمله در زبان معیار جامعه ایرانی، تثبیت می‌شود و بعد از آن به سختی می‌توان آن را از ذهن و زبان جامعه پاک کرد.

 ویژگی‌های زبان معیار رسانه‌ای

زبان معیار رسانه- در اینجا رسانة صدا و سیما- ویژگی‌هایی دارد که در ادامه به آنها می‌پردازیم.

1- زبان معیار رسانه‌ای از هر ویژگی که نشان دهنده عامیانه بودن و تعلق به قومیت‌ها و زبان‌های محلی است، باید مبرّا باشد. زیرا زبان معیار به هیچ یک از گونه‌های متفاوت اجتماعی، جغرافیایی و جز آن ربط ندارد و هیچ یک از خصوصیات این گونه‌ها در آن ظاهر نمی‌شود. به عبارت دیگر زبان معیار فارسی در رسانه نباید خصوصیات محلی، قومی، جغرافیایی و طبقاتی مختلف و ویژگی‌هایی نظیر عامیانه بودن و مختص به یک قشر بودن را داشته باشد. برای مثال با وجودی که ملاک رسانه در به کارگیری فارسی معیار، زبان گفتاری تهران است، به هیچ وجه نباید لهجه به اصطلاح »داش‌مشدی‌های تهران«در رسانه استفاده شود، زیرا ویژگی‌های نشانداری از قبیل عامیانه بودن و اختصاص داشتن به یک قشر خاص را داراست و این با فارسی معیار مغایر است.

۲- معیار رسانه برای استفاده از زبان معیار، زمان حال جامعه است. از این رو ضرورتی ندارد رسانه از عناصر قدیمی و مهجور که اکنون پذیرفته نیست، استفاده کند. برای مثال در گذشته واژه چنین را به ضم چ تلفظ می‌کردند، اما اکنون این تلفظ کهن، نامانوس است و جامعه زبانی آن را نمی‌پذیرد.

٣- زبان معیاری که رسانه به کار می‌گیرد باید با عادات زبانی سخنگویان سازگار باشد. در زبان فارسی، واژه‌ها و ترکیبات عربی و خارجی زیادی وجود دارند که سخن گویان به آنها عادت کرده‌اند. حال اگر رسانه بخواهد این واژه‌ها و ترکیبات را حذف و به جای آنها از لغات و ترکیبات فارسی سره استفاده کند، مسلم است این رفتار از جانب جامعة زبانی رد خواهد شد.

حال به عواملی که منجر به اغتشاش زبان معیار در رسانه می‌شود، می‌پردازیم. این عوامل عبارتند از:

۱- ورورد عناصر زبانی متروک و منسوخ و مهجور به آن: استفاده از واژه‌هایی که در گذشته به گونه دیگر تلفظ می‌شده‌اند و اکنون به سبب گذشت زمان و تغییراتی که جامعه به آنها داده است، به گونه دیگر گفته می‌شوند، موجب اغتشاش زبان معیار می‌شود. امروزه ما شجاعت را  – مثل گذشتگان- با فتحه ادا نمی‌کنیم حال اگر گوینده یا مجری یک برنامه از صورت و تلفظ گذشتة شجاعت استفاده کند، بر خلاف زبان معیار عمل کرده است، لذا بهتر است به صورتی که جامعه به آن عادت دارد و آن را می‌فهمد، عمل کنیم. این بحث را با چند مثال دیگر ادامه می‌دهیم. عامة مردم، لوستر را با گذاشتن کسره در زیر حرف ت ادا می‌‌کنند، در حالی که در ادای درست این واژه(که یک واژه غربی است)، حرف ت، ساکن می‌گیرد، اما زبان معیار ضمن پذیرش صورت درست ادای این واژه، به احترام عامة جامعه صورت رایج آن(با گذاشتن کسره در زیر حرف ت) را معیار قرار می‌دهد و توصیه می‌کند. ما ایرانیان، ماه‌های میلادی را بر اساس لهجة فرانسوی ادا می‌کنیم و ماه february  را

فوریه تلفظ می‌کنیم حال اگر یک مجری این ماه را با لهجه انگلیسی، »فبیوری« ادا کند، بر خلاف زبان معیار عمل کرده است.

٢- اصرار زیاد بر سره نویسی و عربی زدایی: نباید در بیرون راندن لغات و ترکیبات عربی و خارجی -که در زبان فارسی جا افتاده و هویت فارسی پیدا کرده‌اند- و جایگزین کردن لغات و ترکیبات فارسی سره، زیاده‌روی کرد؛ برای مثال به جای ”از نظر فرهنگی“ بگوییم ”از نگاه فرهنگی“، به جای ”مذکر و مونث“ بگوییم ”نر و ماده“، به جای ”حذف کردن“ بگوییم ”فروافکندن“ و به جای ”ثمره کوشش“ بگوییم ”میوه کوشش“، بلکه باید جانب اعتدال را رعایت کرد و نه آنقدر بی‌تفاوت بود که صورت عربی واژه‌ها به وفور استفاده شود، نه آنقدر سختگیری کرد که برای تمام کلمات عربی به دنبال معادل فارسی بگردیم. این کار موجب آشفتگی ذهن مخاطب و کاهش سرعت دریافت و فهم او از متن می‌شود.

۳- گرته‌برداری از زبان‌های بیگانه: یکی از مهم ترین عوامل اغتشاش زبان معیار، گرته‌برداری از زبان‌های بیگانه است؛ برای مثال  نباید به جای واژه ”دیدگاه“ از واژه ”نقطه نظر“ و به جای ”اجرا کردن“ از ”پیاده کردن“ استفاده کرد. به کار بردن نقطه نظر به معنای دیدگاه و پیاده کردن به معنای اجرا و عملی کردن، گرته‌برداری از زبان‌های بیگانه است.

۴- به کار بردن عناصر زبان محلی: اگر به کاربردن عناصر زبان محلی در زبان معیار با گذر از صافی ذوق و رعایت اعتدال صورت گیرد، بدون اشکال است. برای مثال استفاده از عبارت آذری »من بیل میرم«به جای »نمی‌دانم«و موارد این چنین که به شکل ضرب‌المثل درآمده و عامة مردم آن را می‌فهمند، اشکالی ندارد، اما افراط در آن و آوردن چند واژه و عبارت پیاپی از زبان محلی، به نارسایی متن برای عامه مردم می‌انجامد.

۵- به کار بردن عناصرمختص شعر: به کار بردن تعبیرهای کنایی، ارسال المثل، استعاره، انوع مجاز و …، بدون ضرورت وصرفا به قصد تفنن ادبی باعث مغشوش شدن زبان معیار می‌شود؛ به کار بردن این عناصر اگر برای روشنی یا قوت بیان و به مقدار اندک باشد، مشکلی ندارد. برای مثال درخصوص دو شاعر و ادیب فقید، »دکتر قیصر امین پور«و »دکتر سید حسن حسینی«،  به سبب انس و همراهی همیشگی‌شان گفته‌اند: »امین پور و حسینی مراعات نظیر هم‌اند». مراعات نظیر یکی از صنایع ادبی است و بر همجواری دو واژة وابسته به هم دلالت می‌‌کند مثل گل و بلبل یا ابر و باران. حال اگر گوینده‌ای از مواردی این چنین(در برنامه‌های غیرادبی) به وفور استفاده کند، زبان معیار را مغشوش کرده است. از سوی دیگر هر چه زبان معیار به زبان متداول نزدیک‌تر باشد، بهتر است: برای مثال در زبان متداول، بسامد فعل های بسيط (ساده) و پیشوندی رو به کاهش است. برای مثال به جای ”یافتن“ می‌گویند ”پیداکردن“؛ همچنین به جای ”گشودن“، ”بازکردن“ و به جای ”افروختن“، ”روشن کردن“.

۶- به کار بردن عناصر زبان صنفی: آوردن اصطلاعات صنفی (به غیر از برنامه‌های تخصصی) در گفتار مجری یا گوینده از عوامل دیگری است که به ساحت زبان معیار، خدشه وارد می‌کند. برای مثال اگر در یک برنامة سینمایی، مجری برنامه از اصطلاح »پروداکشن« استفاده کند، جا دارد اما  استفاده از این واژه در یک برنامة صبحگاهی که طیف گسترده‌ای از بینندگان آن را تماشا می‌کنند، به زبان معیار آسیب می‌زند. موارد بسیاری از این دست را می‌توان برشمرد که در آن‌ها زبان معیار نادیده گرفته شده یا به آن بی‌توجهی شده است. همان طور که گفتیم صدا و سیما نقش به سزایی در پرورش زبان معیار و ارائه الگوی درست گفتار و نوشتار جامعه دارد. در این خصوص چند نکته شایان ذکر است:

صدا و سیما (منظور برنامه‌سازان، نویسندگان، مجریان و گویندگان)، باید زبان معیار را به درستی بشناسند و آن را به شایستگی به کار ببندند نه آنکه گوش به زبان جامعه داشته باشند و هرآنچه از جامعه می‌شنوند، در برنامه‌هایشان بازتاب دهند و تکرار کنند. بنابراین داشتن جنس صدا و چهرة مناسب و ادای درست جملات و معیارهای اینچنینی برای انتخاب و گزینش مجری یا گوینده یا نویسنده کافی نیست، این افراد باید بهرة کافی از سره‌گویی و ادبیات فارسی نیز داشته باشند. در حوزة ادبیات فارسی، صدا و سیما باید تاثیرگذار باشد نه تاثیرپذیر. درست است که مجریان و گویندگان از دل جامعه آمده و زبان گویای مردمند، اما این به معنای آن نیست که آنان حق دارند هر سخن اشتباه و خلاف زبان معیاری را (با این توجیه که می‌خواهند به زبان عامه سخن بگویند) در رسانه بیان کنند. صدا و سیما باید مانند صافی عمل کند و واژگان را از صافی زبان معیار گذر دهد و ناسره‌ها را فرواندازد و به زبان سره و درست سخن بگوید. متاسفانه عزم جدی برای نظارت بر رعایت زبان معیار در صدا و سیما دیده نمی‌شود. به نظر می‌رسد بیشتر همت واحدهای نظارتی بر محتوای برنامه‌ها- به خصوص نشکستن خط قرمزهای کلامی- معطوف شده است و به درست‌نویسی و درست‌گویی توجهی نمی‌شود. توجه به رعایت زبان معیار،  برنامه‌ریزیِ طولانی مدتی است که موجب می‌شود در آینده همة مردم ایران، شیوا و درست سخن بگویند و سنجیده بنویسند. گسترس عنان‌گسیختة رسانه‌های مجازی و ولنگاری استفاده از واژگان فارسی با املاهای نادرست، لزوم فرهنگ‌سازی و ارائه الگوی درست سره‌نویسی و سره‌گویی از سوی صدا و سیما را بیش از پیش یادآور می‌شود. نسل جوان ما گاه ادبیات درست را در فضاهای مجازی جستجو می‌کند و در گویش و نگارش خود به آن استناد می‌کند و این، مسئولیت صدا وسیما را برای ارائة سیمایی روشن و درست از ادبیات فارسی بیشتر گوشزد می‌کند.

 

 

حتما ببینید

فن‌آوری خط دروازه

عدد 66 برای انگلیسی‌ها فقط یک معنا دارد  و آن، قهرمانی این تیم در جام …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *