خانه / آموزش / صدای مونو در عصر استریو (بخش دوم)

صدای مونو در عصر استریو (بخش دوم)

    با بهره‌گیری از فن‌آوری شبه‌استریو یا fake stereo، مخاطبان به جای تمرکز و توجه بر صدای اصلی آهنگ‌‌های قدیمی   بازتولید شده توسط آهنگسازان، به طور فزاینده‌ای بر تغییراتِ ایجاد شده متمرکز بودند. مخاطبان درک مناسبی از این تغییرات نداشتند لذا برای گروهی خوشایند و برای بسیاری آزاردهنده بود، اما بی‌شک این تغییر همه را تحت تاثیر قرار داده بود. فن‌آوری استریو و شبه استریو، موسیقی را وارد  عرصة جدیدی از تجاری‌سازی کرده بود به طوری که بیشتر به وجه تجاری این کار توجه می‌شد تا وجه هنری آن. این مسئله بر بازارِ آهنگ‌هایی که در گذشته به‌صورتِ مـونـو ضبـط شده بودند و اکنون به‌صورتِ  شبه‌استریو، مجدداً تنظیم و ارائه شده بودند، تاثیر گذاشت.

بعد از جنگ جهانی دوم، آمیزش موسیقی با فن‌آوری‌های نوین موجب گرایش مخاطبان به  صدای Hi-Fi  شد. بازار- صنعت موسیقی ( شامل کنسرت‌ها ، بازار ساز‌های موسیقی و مدرسان آن) جایگاه موسیقی کلاسیک و اُپـرا را -که در میان مخاطبان  با رشدی چشمگیر همراه بود- بیش از پیش بالا برد. فن‌آوری‌هایی جدید با فراگیر شدن گرامافون و رادیو در میان مخاطبان، جایگاه و ارزش موسیقی را ارتقاء داد. مخاطبان و علاقه‌مندان به موسیقی در دهه های 20 و 30 میلادی، تحت تاثیر پیشرفت های چشمگیر فن‌آوری، از صنعت و فن‌آوری‌های ضبط کیفیت بالاتری از صدا را تقاضا و توقع داشتند. صفحات گرامافون(موسوم به Shellac ) – با سرعت 78 دور در دقیقه و ظرفیت 5 دقیقه ضبط صدا در هر طرف از صفحه و پهنای باند 5 کیلو هرتز در بخش Treble –  همانند رادیو، دیستوریشن(Distortion)1 و نویز زمینه و توانایی ضبط و پخش تنها یک باند از صدا را داشتند.

 در سال 1986 سایمِن فِر(Simon Frith ) در این خصوص گفت:»صحت، وفـاداری و راستی در موسیقی چالشی است که در این دوره، مورد توجه عامة مردم قرار گرفته است.« پلاگین‌های تولید صدا، رعایت نشدن امانتداری و ارائه صـداهایِ نـامناسب در صنعت ضبط و شبه‌استریو، ایجاد و عمل به Hi-Fi  را با چالش هایی روبرو کرده است. آنچه مردم به دنبالش بودند صدای با کیفیت بالا و در نهایت امانتداری بود و شبه‌استریو اصلاً امانتدار خوبی نبوده و نیست.  بعد از جنگ جهانی دوم پیشرفت‌های صنعت صدا با وجود فن‌آوری‌های جدید در حوزه ضبط مثل نوارهای مغناطیسی، میکروفون‌های استاتیک و آمپلی فایرهایی با پهنای باند بالا و دیستوریشن‌ پایین به سرعت توسعه یافت. به این ترتیب فن‌آوری Hi-Fi  بسیار رونق گرفت و در دهه 50 میلادی تبدیل به صنعتی با اعتبار بالغ بر یک میلیون دلار شد.

با دستیابی به پاسخ فرکانسی نسبتا کامل و دیستوریشن‌ پایین (حداقل در نیمی از مخاطبان و علاقه‌مندان که از لحاظ مالی محدودیت نداشتند و می‌توانستند برای دستیابی به کیفیت مطلوب صدا هزینه‌های لازم را بپردازند)،  به‌نظر می‌رسید به‌طور عملی و علنی  محدودیتی وجود ندارد. برای علاقه‌مندان به موسیقی، ارائه و فقط یـک بـانـد صـدا، وسعت و عمق مناسب و قابل درک آن را نمی‌توانست باز تولید کند. این مسئله در مورد ارکستر سمفونی از همه چالش برانگیزتر بود. در این خصوص فقدان وسعت صدا و مخدوش بودن عمق صدا به ‌شدت احساس می‌شد. از آنجایی که علاقه‌مندان و منتقدان، مدت زیادی درگیر ایرادها و کمبود‌های ذاتی صدای مونو  بودند، از فن‌آوری استریو به مثابه یک پیروزی استقبال کردند.

علاقه‌مندان به موسیقی و صدا که در طی سال‌های آغازین فن‌آوری Hi-Fi  در اواخر دهه 40 و اوایل دهه 50 میلادی و یک دهه پس از صنعت استریو می زیستند، گوش دادن به میکس های مونو در دهه 60 میلادی برایشان بی‌معنی و نـامانوس بود. برای آن‌ها ضبط‌ها و میکس های مونو کیفیتی پایین و منسوخ شده و متفاوتی از نظر فضا و حس و حالِ صدای اصلی داشتند.

حسِ حضور و نـزدیکی  (Presence ) ، لغتی کلیدی برای تولیدکنندگان، منتشرکنندگان و علاقه‌مندان به مـونـو بود.!

در واقع منظور ایشان از این حس، تصور و توهمی متقاعد کننده از اجرای حقیقی و طبیعی نوازندگان و آهنگسازان بود. احساس مجاورت و حضور در اعماق صدا و موسیقی در سالن کنسرت، از بلندا، دینامیک‌ها و به خصوص واخنش صدا از جهات مختلف نشات گرفته است. در عصر مونو این کیفیت و وسعت در صدا به واسطه القابیِ غیرواقعی و غیر علمی،  مانند»صدای تمام جهته«، »صدای 360 درجه« و »حضور زنده (Living Presence)   ارائه می‌شد. برای توجیه کردن این ادعا، مهندسان ضبط و میکس صدا، با افزایش مقدار بازتاب و واخنش در صدا، این هدف را دنبال می‌کردند که به صدا بُعد و وسعت خاصی بدهند. همانطور که پیتر دویول(Peter Doyle ) ادعا می کند؛ در عصر مونو، شنوندگان در حس مخدوش و غیرطبیعی از نظر وسعت و بُـعـددار بودنِ صدا، غرق می‌شدند؛ حتی اگر نمی‌دانستند که مهندسان چطور این کار را کرده‌اند.

با این فرض، از صنعت استریو انتظار می‌رفت تا صدا‌ها و موسیقی های ضبط شده را تکمیل و غنی کند و در این میان صدایِ مونو و اصرار کنندگانِ برآن، متهمان و مقصرانِ  بسیاری از شکست‌ها و ایرادات در صنعت صدا بودند.

یکی از صاحبنظران اولیه در زمینه Hi-Fi  در مجله »روز شنبه« (Saturday Review)  در سال 1952 میلادی ادعا کرد، فرآیند ضبط صدا باید از روش‌ها و راه‌های عجیب و غریب و غیر عادی انجام شود زیرا ما دو گوش داریم در حالی که میکروفون یک المان منفرد است. از همه مهم‌تر این‌که میکروفون‌ها نسبت به حاضران در سالن کنسرت به سازهای موسیقی خیلی نزدیک‌تر قرار داده شده‌اند. این مجله در ادامه می‌نویسد که صدای مستقیم ساز‌ها و واخنشی برگشتی  از دیوار‌های سالن کنسرت فقط از یک بلندگو پخش می‌شوند که همین امر باعث می‌شود   دریافت واخنش‌ها و برگشت صدا‌ها از تمام جهات و انتقال این حس احساس نشود. نویسنده خیلی ساده  بیان می‌کند که » در این حالت، شما آهنگی ناقص، غیر واقعی، درهم و برهم- که همه آن از یک نقطه دریافت می شود – می‌شنوید «. این ادعا‌ها به نوعی گمراه کننده بودند. زیرا کل صداهای ضبط شده در یک کانال قرار داشت و همگی با هم میکس شده بودند و این تعریفِ صدای مونو است. در باز پخش (playback) ، چه یک بلندگو و چه تعداد بی‌شماری بلندگو وجود داشته باشد، صدای ارائه شده مونو است و هیچ گونه جهت‌وریِ واقعی و طبیعی ندارد. این نویسندگان در آن روزها،  ایراد را به تعداد بلندگوهایِ مخاطبان در منازل نسبت می‌دادند.

در واقع اشتباه تحلیلی ایشان آن بود که مشکل را به یک بلندگویی بودنِ پخش‌کننده‌ها در منازل نسبت می‌دادند. در حالی‌که اصل مشکل آن است که سیستمِ ضبط و ارائه مـونـو ایراد دارد. در ساختار و سیستم مونو اطلاعات از یک کانال دریافت و ضبط می‌شود. در این شرایط در بهترین حالت، عمقی مخدوش و  یک بُعدی به مخاطب ارائه می‌شود و هیچ اطلاعاتی در خصوصِ فضای میانِ دو بلندگو (Panorama)  ارائه نـمی‌شود.

در سیستمِ مونو تمام صداهای اصلی و بازتابی با هم میکس شده و همگی از یک نقطه ( با یک بلندگو) پخش می‌شوند. اگر در سیستمِ مونو تعداد بلندگوها بیش از یک عدد باشد شنونده، گیج می‌شود و صدای بهتری دریافت نمی‌کند. پخش تمام صداهایِ موجود در محیطِ ضبط، از مرکز،  بدون هیچ گونه حرکت و ایجاد وسعت و جهت‌وری صحیح، خسته کننده است و این حسی است که به مخاطب از شنیدن صدای مونوی تک یا دو کاناله دست می‌دهد.

1-هرگونه تغییر شکلِ سیگنال نسبت به اصلِ سیگنال را دیستورشن گویند.

حتما ببینید

انواع سیگنال در مهندسی صـدا(بخش دوم)

شکلِ موج‌های خـاص     در میانِ شکل‌موج‌های متناوب، شکل‌موج‌هایی همچون سینوسی، مربعی، قطار ضربه (یا …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *