خانه / کنتراست / کنتراست: سعید منظری(مهندس فنی بازنشسته )

کنتراست: سعید منظری(مهندس فنی بازنشسته )

با سپاس از مهندس سعید منظری که صمیمانه، درخواست ما را با ارسال این مطلب، اجابت کردند.

متولد 1342 در تهران هستم، متاهل و دارای دو فرزند. از دانشکده صدا و سیما در رشته ویدیو فارغ التحصیل شدم. پس از بازگشایی دانشگاه‌ها دوباره در کنکور شرکت کردم. از دانشگاه امیرکبیر در رشته مهندسی فیزیک کاربردی و کارشناسی ارشد فناوری اطلاعات فارغ التحصیل شدم. در ابتدای خدمت(از سال 65 تا 68  ) در واحد فنی مرکز اهواز خدمت کردم و پس از آن تا سال 78 در واحد فنی شبکه 2 مشغول بودم. از سال75 بعنوان مدیر فنی شبکه 2 و از سال 78 بعنوان مدیر کل فنی سیما در خدمت همکاران بودم و در سال 90 بازنشسته شدم. از آن موقع تاکنون بعنوان مشاور یا مدیر در موسسات خصوصی یا نیمه خصوصی مشغول به کار هستم و از تجربیات بدست آمده در دوران خدمت استفاده می‌کنم.

خاطره اول:

قاشق و چنگال سرنوشت‌ساز

پایان دوره دبیرستان من،  با انقلاب فرهنگی  و تعطیلی دانشگاه‌ها همزمان بود. برخی از سازمان‌های دولتی، برای جذب دانشجو در دانشکده‌های خود، آزمون، برگزار می‌کردند. از جمله آنها شرکت ملی کشتیرانی نفتکش، سازمان صدا و سیما و تربیت معلم بود. من در تمام این آزمون‌ها شرکت کرده و منتظر اعلام نتایج بودم. اولین جایی که نتایج را منتشر کرد که اتفاقاً در آن پذیرفته شدم، شرکت کشتیرانی نفتکش بود. به دلیل اینکه که این شرکت، پذیرفته‌شدگان را برای آموزش به خارج از کشور اعزام می‌کرد. خانواده‌ام مخالف بودند، البته شاید از شغل دریانوردی خوششان نمی‌آمد. چند روز بعد تربیت معلم، نتایجش را منتشر کرد با اینکه ساکن تهران بودم اما یکی از شرایط این بود که باید بطور شبانه روزی در تربیت معلم باشیم. من هم بار و بُنه را بستم که به مرکز شبانه روزی تربیت معلم بروم. پس از ورود به دانشسرا در ساعت شش بامداد، متوجه شدم که باید با خودم قاشق و چنگال و لیوان می‌آوردم. چون دانش‌سرا قاشق و چنگال نداشت و برای غذاخوردن به مشکل برمی‌خوردم. عمه مرحومم در نزدیکی دانش‌سرا زندگی می‌کرد. ساک وسایل شخصی‌ام را در دانش‌سرا گذاشتم و راهی خانه عمه شدم تا وسایل مورد نیاز را با خودم بیاورم، عمه جان مرا برای صبحانه نگه‌داشت و من با تاخیر برگشتم و طبق عادت همیشگی مقابل دکه روزنامه فروشی به مطالعه روزنامه‌ها مشغول شدم که دیدم نتایج آزمون صدا و سیما  در روزنامه‌ها چاپ شده‌است و من جزو پذیرفته‌شدگان هستم با شوق به دانشسرا رفتم تا وسایلم را بردارم، مسئول کنترل دانشجویان گفت: کجا؟ گفتم: اشتباه آمده‌ام. گفت مرکز را اشتباه آمده‌ای؟ گفتم: نه کلاً اشتباه آمده‌ام. شاید اگر من همان روز اول را در دانشسرا می‌گذراندم سرنوشت دیگری در انتظارم بود. ولی آن قاشق و چنگال و محبت عمه، راه دیگری را پیش رویم گذاشت. نمی‌دانم کدامش بهتر بود ولی من همیشه از اینکه در سازمان صدا و سیما و در کنار همکاران فرهیخته و نیک رفتار بوده‌ام، خرسندم.

خاطره دوم:

مدیران در اتاق خود تصمیم نگیرند.

در اواخر سال 1379 برای تعیین الگوی نیروی انسانی واحد سیار تلویزیونی با همکاران در حال مذاکره و گفتگو بودیم و من به کاهش تعداد نیروی انسانی واحدهای سیار اصرار داشتم و تعداد کارگران حرفه‌ای را کاهش داده بودم و زیر بار نظر مدیران رپرتاژ برای افزایش تعداد کارگران نمی‌رفتم. روزی مدیر یکی از واحدهای سیار به من گفت فردا در ورزشگاه آزادی مسابقه فوتبال است، شما هم بیا مسابقه را ببین! من هم که تا آن زمان به وزرشگاه نرفته بودم، پذیرفتم و جمعه قبل از شروع بازی به همراه دوستان به ورزشگاه رفتیم. دو نفر از دوستان دو سر جعبه لنز را گرفتند و من در پی آنها روان شدم. در نیمه‌های راه طبقه دوم نفسم بند آمد. ولی دوستان فقط برای نصب یک دوربین در طبقه دوم حداقل چهار بار دیگر رفتند و آمدند. روز شنبه الگوی نیروی انسانی واحد سیار برای برنامه‌های ورزشی را تغییر دادم بنابراین؛ پیشنهاد می‌کنم مدیران فنی در اتاق‌های دربسته تصمیم نگیرند، در همه صحنه‌ها حاضر شوند و بر اساس واقعیت‌ها تصمیم بگیرند.

 

حتما ببینید

کنتراست: علی آقا کیانیان(تکنسین ارشد لابراتوار بازنشسته)

در سال 1361 پس از گذراندن آموزش‌های اولیه در دانشکدة صدا  و سیما به استخدام …

2 نظر

  1. یکی از فرهیخته ترین و باسواد ترین مدیرانی که در طول زندگی حرفه یی میشناسم

    از جمله انسان هایی که در هر حرفه و موقعیتی به فکر افزودن چیزی با ارزش به دنیا و جهان پیرامون خود هستند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *